دوشنبه 11 مرداد 1400
 
 
   
 
 

جدیرین اخبار

پربازدیدترین

 
کد خبر: 329 تاریخ انتشار: 1394-12-26 تعداد بازدید: 1506 sendارسال به دوستان
ذخیره
printنسخه چاپی
           

بابل سبزه دیار (بخش سیزدهم)


بابل سبزده دیار

نوشته: صمد صالح طبری

بخش سیزدهم

از وقایع مهم قرن سیزدهم در بارفروش و مازندران، زلزله ها و طاعون ها و وباهای سختی است که سیاحان خارجی به آنها اشاره کرده اند.

چنان که سروان نی پیر که در سال 1291 ق/1874م مازندران را دیده است، مدعی است که در این تاریخ  پس از بروز طاعون موحش 1246 ق و 1247 ق، هنوز جمعیت بارفروش به صورت اولش بازنگشته است. او می گوید:

بارفروش صاحب دوازده هزارخانه و بین پنجاه تا شصت هزار نفر جمعیت بوده است و جمع عواید دولت از طریق تجارت سربه پنجاه هزارتومان می زد. به گفته نی پیر، بخشی از این افزایش داد و ستد معلول امنیت نسبی و بخشی دیگر معلول بهبود ارتباطات بوده است. ناصرالدین شاه در سفر اول خود در 26 ذیحجه 1282ق، از راه مشهدسر به بارفروش رسیده است. وی از ده حمزه کلا به بارفروش می رسد و می گوید که خانه های سفالی آن خوش وضع بود. درخت نارنج بسیار داشت و کوچه های آن خوب بود ولی سنگفرشی نبود. جمعیت زیادی از مسلمانان، یهودی، ارمنی و تجار ایرانی و باکویی و روسی به استقبال شاه آمده بودند. این امر می رساند که بارفروش در آن هنگام از مراکز بازرگانی شمال ایران بوده است و بازرگانان روس و باکویی برای تجارت در آنجا مقیم بوده اند. ناصرالدین شاه از بحرارم سخن می گوید و از کارخانه قندسازی و سفیدکردن شکر، که در حوالی دریاچه بود ذکر می کند. چون شکر مازندران به شکر سرخ معروف بوده است، ظاهراً به همین دلیل شکر را سفید می کردند. شکر سپید هم از قرن ششم در مازندران به دست می آمد.

درزمان تاج الملوک مرداویچ بن علی از آل باوند، به فرمان او در طبرستان نیشکر کاشتند و به عملگاه آمل هرسال 25 هزارمن به بزرگ (یعنی من بزرگ) قند و نبات و شکر سپید حاصل بود. این کارگاه گویا از خوزستان آمده بود.سیاحان دیگر هم از کارخانه شکرسفیدکنی بارفروش سخن گفته اند.

ناصرالدین شاه از مدرسه میرزاشفیع صدراعظم فتحعلی شاه یاد می کند و می گوید: مدرسه ای نظرم آمد بسیار عالی از بناهای میرزاشفیع صدرا اعظم مرحوم، مدرسه آبادطلبه نشین دایر، درخت نارنج بسیار داشت. بارفروش حمام های خوب و مساعد عالی دارد.

ناصرالدین شاه باردوم در سال 1292 ق به مازندران از جمله بارفروش نیز سفر کرده است. اعتمادالسلطنه در مرات البلدان می نویسد: در طی این ده سال (1282 تا 1292ق) به حکم شاه، بازارهای تاریک وسقف کوتاه، مبدل به بازارچه های خوب و کاروانسراهای آباد گردیده و کوچه های سنگفرش و عمارت بحرارم که جز خرابه نبود معمور شده است.

ازجمله وصف هایی که درباره بارفروش شده است. سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان تالیف میرزا ابراهیم نامی است که از 1276 تا1277 ق نوشته شده است. به گفته وی در آن زمان شهر 35 محله داشته است. او در مورد یهودمحله می نویسد: پنجاه خانوار در آن سکونت داشته اند و صدتومان مالیات می داده اند. به گفته میرزاابراهیم، این یهودی ها ازهر ولایت چند خانوار آمدند و سیصدسال بالاتر است که در بارفروش ساکن می باشند. دوباب تورات خانه (کنیسه) و یک باب مکتب خانه دارند. و این می رساند که شهر از اواخر قرن نهم ق/پانزدهم م، مرکز داد و ستد و بازرگانی مهمی در مازندران بوده است. وی از شکرسازخانه دولتی هم که از مسکو آورده اند و هشت سال است در آنجا برقرار شده است، سخن می راند:

یک من شاه قند را در بازار (یازده قرآن) می فروختند. در سال 1274 ق، چهارهزارمن تبریز شکر به کارخانه دادند که پس از کسر مخارج سیصدتومان منفعت کرد. شکر سرخ در کارخانه هر بیست من شاه به قیمت پنجاه تومان است.

بارفروش قبل از انقلاب کبیر روسیه یکی از مراکز بازرگانی مهم کشور و محل واردات امتعه خارجی و مرکز خرید محصولات طبیعی و مصنوعی قراء  و قصبات عمده مازندران بود و شهری تجاری محسوب می گردید.

در زمان فتحعلی شاه بارفروش پنجاه هزار نفر جمعیت داشت. در زمان ناصرالدین شاه نیز شهر و حومه شصت هزار جمعیت داشته است. اما در عهد مظفرالدین شاه این تعداد به بیست و پنج هزار نفر نیز تقلیل یافت. علت این نقصان جمعیت آن است که شهربارفروش در سال 1198 ق با اشاعه طاعون، در سال 1223 ق بازمین لرزه، و در سال 1269 با وبای سختی مواجه شده بود که به گفته ای در این حادثه تعداد سی هزار نفر از مردم آن نابود شدند.

اسماعیل مهجوری در تاریخ مازندران از کارخانه قندسازی بارفروش در سبزه میدان سخن گفته و می نویسد که به دستور میرزاتقی خان امیرکبیر، دو کارخانه شکرریزی در بارفروش و دیگری در ساری احداث شده بود.

در زمان مظفرالدین شاه، روابط تجاری بارفروش با روسیه توسعه بسیار یافت و آمد و رفت تجار موجب رونق بازار و افزایش درآمد ساکنان این شهر شد.

اسماعیل مهجوری به نقل از تاریخ طبرستان می نویسد:

ظهیرالدوله مرشد و پیرو درویشان فرقه صفی علیشاهی و وزیر تشریفات سلطنتی در سال 1319 ق با حفظ سمت به حکومت مازندران انتخاب و منصوب شده بود، چون در شهر بارفروش از (شیخ کبیر) مجتهد مسلم و از مراجع تقلید دیدن نکرد، شیخ آن را حمل بر بی اعتنایی کرد، در نتیجه فتنه ای میان پیروان شیخ کبیر و عمّال دولتی درگرفت که به زد و خورد منجر شد و سی نفر کشته و زخمی شدند . این فتنه تا سال 1320 ق که ظهیرالدوله به تهران بازگشت ادامه داشت. با رفتن ظهیرالدوله، آتش فتنه دربارفروش فرونشست.

در دوره سلسله قاجار، دولت تزاری روسیه از نظر سیاسی و اقتصادی با نفوذی که در ایران داشت، برای مبادله تجاری ، تسهیلات بسیاری در شمال ایران قائل شده بودند. پیش از جنگ جهانی اول، بیشتر روستائیان و کسبه مازندران در نتیجه بازرگانی مستقیم با روسیه ثروتمند شده بودند و مشهدسر بندرگاه کالاها و بارفروش مرکز بازرگانی مازندران بود.

اما این وضع چندان نپائید جنگ بین الملل اول و انقلاب اکتبر سال 1917 م در روسیه وضع مازندران را به کلی تغییر داد. اسکناس و منات رایج دولت روسیه تزار و اوایل شوروی (سابق) ازاعتبار افتاد.

در صورتی که اکثر مردم مازندران برای رفع نیازمندی ها مبالغ هنگفتی اسکناس روسی داشتند. از طرفی دیگر در امتداد جنگ محصولات صادراتی از قبیل پنبه، کنجد ، برنج و غیره روی هم انباشته و بدون مصرف مانده بود. همچنین کالاهای وارداتی نیز در ظرف آن مدت کمیاب شده بود و این اوضاع به زندگی مردم مازندران لطمه وارد کرد. (ادامه دارد)



   نظرات
نام*:
 نظر*:
تصوير امنيتي*:
طراحی شده توسط تیم برنامه نویسی میدا پشتیبانی شرکت شبکه اندیشان (شاناکو)