دوشنبه 11 مرداد 1400
 
 
   
 
 

جدیرین اخبار

پربازدیدترین

 
کد خبر: 306 تاریخ انتشار: 1394-12-09 تعداد بازدید: 1429 sendارسال به دوستان
ذخیره
printنسخه چاپی
           

بابل سبزه دیار (بخش دهم)


بابل سبزه دیار

نوشته صمد صالح طبری

بخش دهم

عکسها: جواد بیژنی

فتنه بابیه

از وقایع مهم شهر بارفروش در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه (1264 تا 1313ق) واقعه قلعه شیخ طبرسی بود. ملا حسین بشرویه ای از پیروان باب، با عده ای حدود 200 نفر از یاران خود در سال 1264 ق، وارد شهر بارفروش شده و در کاروانسرایی در سبزه میدان منزل کرد، ملا محمد علی بارفروشی که در عرف بابیه به قدوس معروف بود با افراد خود به او پیوست. به علت مخالفت علمای شیعه، نتوانستند در شهر بمانند  به مزار شیخ طبرسی در روستای شیخ گلی (نزدیک قائم شهر کنونی) رفتند و در آنجا چند ماهی با نیروهای دولتی جنگیدند. برای متفرق کردن آنها عباس قلی خان سردار لاریجان وارد بارفروش شد و پس از مدتی موفق شد ملا حسین را با یارانش به طرف تهران حرکت دهد.لکن هنوز چند فرسخ نرفته بودند که بر اثر وقایعی که پیش آمد دچار خوف شدند و به بقعه شیخ طبرسی که در آن نزدیکی بود رفتند و آنجا را به شکل قلعه مستحکمی در آوردند. اندکی بعد حاج محمد علی بارفروشی معروف به قدوس نیز وارد قلعه شد و سرپرستی جماعت را که در حدود 400 تن بودند به عهده گرفت.

این کار که ابتدا کوچک می نمود، اندک اندک بالا گرفت و قوای محلی از عهده قلع و قمع آن بر نیامدند.لاجرم از تهران مهدی قلی میرزا به نام حاکم مازندران با قوای کمکی و توپخانه اعزام داشتند، وعباس قلی خان لاریجانی را نیز مأمور همراهی او می کردند.

اینها نیز کاری از پیش نبردند، بالاخره بعد از مدتها زد و خورد ملا حسین بشرویه مقتول شد.چندی بعد از آن، اهل قلعه پس از قریب ده ماه مقاومت امان یافته، تسلیم شدند. بشرویه ای در قلعه به خاک سپرده شد و حاج محمد علی بارفروشی در سبزه میدان بارفروش مقتول شد.( یا پس از فرار از کاروانسرای سبزه میدان در مدرسه ای در بازار حصیر فروشان به نام میرزازکی)مورد حمله قرار گرفت و کشته شد و او را در همان مدرسه میرزا زکی(زکی خان) در محله حصیرفروشان دفن کردند.

ادوارد براون در مسافرتی به ایران به بارفروش آمد، تا قلعه طبرسی را ببیند . وی می نویسد : روز 25 سپتامبر سال 1888 م ،  ساعت 5 بعد ازظهر از رود بابل گذشتیم، قبل از ورود به شهر، از مقابل کاروانسرای خرابی گذشتیم.این کاروانسرا جنبه تاریخی دارد.در همین جا بود که بابی ها به ریاست ملا حسین بشرویه ای علیه ساکنان بارفروش از خود دفاع کردند.این جنگ قبل از جنگ قلعه طبرسی اتفاق افتاد.

ادوارد براون پس از یک شب استراحت فردای آن روز ساعت ده و نیم صبح به قلعه رسید و نوشته است : در آنجا من جز عمارت مزار شیخ طبرسی و ساختمان دیگری که در دروازه ورود به صحن بود، چیز دیگری ندیدم.

فرقه بابیه از ذیعقده سال 1264 ق تا اوایل شعبان 1265 ق در قلعه طبرسی در مقابل قوای دولتی ایستادگی کردند.این نبرد پس از نُه ماه با پیروزی نیروهای دولتی به پایان رسید.مهجوری در بیان واقعه قلعه شیخ طبرسی می نویسد: حاج ملا محمد علی بارفروشی یکی از علمای بارفروش بود که به سید علی محمد باب گرایش یافت، و پس از آن برای تبلیغات به خراسان رفت.از آنجا با همراهان به سوی مسکن اصلی خود برگشت، مسیر او از دامغان به چشمه علی بود.

سران بابیه در انتهای هزار جریب و بخش نیالا از هم جدا شدند.برخی به سوی اشرف رفتند ، و طاهره ملقّب به قرّة العین راه نور را در پیش گرفت.حاج محمد علی بارفروشی پوشیده از چشم ها به بارفروش رفت، اما آرام ننشست.

در شهر بارفروش دو نفر مجتهد سر آمد دیگر علما بودند.درجه اول سعیدالعلما مجتهد مسلم و مرجع تقلید و نفر دوم ملا محمد حمزه(مردم به ملا محمد حمزه عقیده خاصی داشتند و درباره او کرامات بسیار قائل بودند).همین که تبلیغات حاج محمد علی بارفروشی به گوش سعیدالعلما رسید، چون بر دیگر علما و روحانیان شهر جنبه ریاست داشت، وضع ملا محمد علی را به حکمران مازندران خانلر میرزا احتشام الدوله گزارش داد. او نیز به استناد کتب بابیه نامبرده را به وسیله ماموران به ساری آورده، زیر نظر آقا میرزا محمد تقی کبیر مجتهد رئیس هیات علمای ساری قرار دارد.

حاج ملا محمد علی به دستور مجتهد مزبور در ساری نود و پنج روز تحت نظر بود، ملا حسین بشرویه ای نیز چندین سال در مکتب سید کاظم رشتی جانشین شیخ احمد احسایی متوفای1242 ق، تحصیل کرد و پس از مرگش دعوت سید علی محمد باب را پذیرفت و به خراسان رفت، و از آنجا برای همکاری با حاج محمد علی از راه فیروزکوه آهنگ مازندران کرد.

همین که سعید العلما به اندیشه ملا حسین بشرویه ای پی برد، برای پیشگیری دست به کار شد. به دستور سعید العلما، علما و اصناف در مسجد جمع شدند و به منبر رفت، و منظور نهایی بابیان را تشریح کرد. پس جمعی از مسلمانان برای انجام تکلیف شرعی به پیشواز رفتند. این جمعیت در نزدیکی شهر به گروه بابیان برخوردند و برای ممانعت از ورود به شهر دست به اسلحه بردند. ملا حسین بشرویه ای نیز شمشیر به کف پیکار می کرد.طرفین هر یک چندین کشته دادند و اهل بارفروش بدون نتیجه برگشتند.

ملا حسین پس از رسیدن به شهر در سبزه میدان جای گرفت و عصر آن روز به کاروانسرا رفت و چند نفر را برای خریدن نان و فراهم کردن آن بیرون فرستاد، اما مسلمانان از فروش نان و دادن آب دریغ کردند.     ادامه دارد...



   نظرات
نام*:
 نظر*:
تصوير امنيتي*:
طراحی شده توسط تیم برنامه نویسی میدا پشتیبانی شرکت شبکه اندیشان (شاناکو)