شنبه 27 شهريور 1400
 
 
   
 
 

جدیرین اخبار

پربازدیدترین

 
کد خبر: 179 تاریخ انتشار: 1393-07-18 تعداد بازدید: 2019 sendارسال به دوستان
ذخیره
printنسخه چاپی
           

بیگانگی مسئولان بارکن چهارم دموکراسی


سخن نخست

بیگانگی مسئولان با رکن چهارم دموکراسی!!!

یکبار دیگر می خواهیم حرفهای تکرای مان را تکرار کنیم. شاید وقتی دیگر در برخی تاثیرگذار باشد، اما ما که امیدی نداریم. ولی  برای دل خوشی خودمان از آنجایی که حرفهای مردم را بارها تکرار می کنیم، می خواهیم حق مطلب را ادا کرده باشیم شاید گوش شنوایی باشد. مگر ما هم جزو همین مردم و همین جامعه  نیستیم؟ اما چرا دردمان را کسی تسکین نمی دهد؟ چرا زمانه اینگونه بی رحم شده است؟ البته ما در دلمان خدای بزرگ را داریم که نگذاشت زمین گیر شویم و مایه شادی و طرب برخی دوستان کذا شویم.

و اما حکایت ما مطبوعاتی ها که با هزینه سنگینی نشریه ای را به زیور طبع می آرائیم.  درد فراقی است که همچون فیلمهای هندی باید دستمال گرفت و گریست. و بازهم خداوند سبحان را شاکر باشیم که باید محتاج خالق باشیم نه خلق الله.

(مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی)، شعار پر طمطراقی است که هر بار مسئولان در سخنرانی ها در بوق و کرنا می کنند. اما واقعیت امر این است که آیا واقعا در ایران،  مطبوعات رکن چهارم دموکراسی محسوب می شود؟

 اگر پس از قوای مجریه، مقننه و قضائیه، مطبوعات رکن چهارم قلمداد می شوند.  آیا همانگونه که دولت،  دیگر قوای حکومت را مساعدت و یاری می دهد و امکانات لازم را در اختیار قوای سه گانه  کشور قرار می دهد. آیا این توجه نسبت به مطبوعات نیز وجود دارد؟ به یقین اینگونه نیست و نخواهد بود. اگر می بود ما که مشکلی نداشتیم، زیرا هم اکنون بیش از 50 درصد مطبوعات کشور دچار مشکل مالی و نظایر آن شده اند و قادر به فعالیت منظم نیستند. که در صورت اجرای قانون  مطبوعات چنین نشریات نامنظم از نظر چاپ و نشر، باید لغو امتیاز شوند.

مطبوعات خود لایه های مختلفی را  در خود دارد. لایه هایی همچون روزنامه ها و مجلات سراسری، و نشریات محلی که باز هم این قسمت به شاخه های فرعی و نازک تر تقسیم می شوند. همانگونه که توجه به نشریات سراسری بیش از نشریات استانی است. در سطح هر استان نیز چند روزنامه و چند هفته نامه وجود دارند. که در این بین، توجه به روزنامه های محلی بیشتر و به هفته نامه ها کمتر است . اما مشکلات هفته نامه های محلی بویژه در مازندران بیشتر، و توجه به  این مشکلات و رفع آن کمتر است.

در واقع باید اذعان کرد، مسئولان آنگونه که باید و شاید دل نمی سوزانند یا نسبت به نشریات محلی، بویژه هفته نامه ها ی محلی به کلی به مفهوم مطلق بیگانه اند.

 آگهی های ادارات کل به این بهانه که تعداد هفته نامه ها زیاد است. تمام و کمال در اختیار روزنامه های محلی  که به تعداد انگشتان یک دست هستند، قرار می گیرد. اکثر آگهی های سازمان حج و زیارت ، استخدامی ها، ثبتی روزهای شنبه ، شرکتهای آب و برق و گاز و مخابرات استان ... ازجمله این تبعیض های ناروا و نامعقول و گستاخانه ای است که هفته نامه ها را قصابی می کند.

 اگرچه  اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی می تواند سهمیه و نوبت  بندی را برای هفته نامه های محلی قائل شود. اما متاسفانه به خاطر بی تکلیفی اداره کل ارشاد اسلامی و خانه مطبوعات استان، این حق از هفته نامه های فعال استان نیز که هزینه های بالا و سنگینی را برای استمرار فعالیتهای خود دارند زایل شده است و دارند قربانی تصمیم های ناعادلانه ای می شوند که موجودیت هفته نامه های فال استان را به مخاطره انداخته است. جالب اینکه اکثر هفته نامه های محلی جرات اعتراض به این تبعیض های ناروا را ندارند. و یا از پیگیری موضوع برای اعاده حیثیت خودشان خسته و دلگیر شده اند.

در ادامه این تبعیض ها علاوه بر آگهی ها که گفته شد، متعلق به چند روزنامه  خاص استان، که برخی از آنها حالت بولتن ادارات و آلبوم عکسهای مسئولان ادارات کل است.  تا از این طریق با آگهی و گزارشهای بیشتری مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرند. متاسفانه اگر بازدیدی از دفاتر نشریات باشد بازهم شامل همین چند روزنامه خاص استان می شود. و هفته نامه های محلی بویژه آنهایی که دفاتر مرکزی شان خارج از ساری باشد بیشتر مورد این بی مهری های نامعقول قرار می گیرند.

مسئولان استانی و شهرستانی از استاندار و مدیران کل و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، و ... روزنامه های محلی و خبرگزاری های مستقر در مرکز استان را هرازچندگاه،  با مناسبت یا بی مناسبت همواره مورد توجه و تفقد وعنایت های خاص خویش قرار می دهند. تا روز بعد عکسهای بازدید شان را بر صفحه اول و تیتر یک این روزنامه ها ببینند. و هم از ترکش انتقادهای احتمالی علیه خود و سازمان مربوط تا مدت زمان معلوم  یا نامعلوم در امان بمانند.

 این بیگانگی مسئولان با هفته نامه های محلی در سطح شهرستان ها بیش از مرکز استان وجود می دهد. زیرا دفاتر اکثر نشریات محلی در مرکز استان قرار دارد و  مدیران این نشریات تا اندازه ای می توانند از کرامات و الطاف کریمانه برخی مسئولان استانی برخوردار شوند. اما نشریات مستقر در سایر شهرهای استان چه گناهی کرده اند که این چنین قصابی می شوند؟ آیا در جایی دیده اید یا شنیده اید که برخی از این از ما بهتران به مسائل و مشکلات نشریات هفتگی استان رسیدگی کنند؟ حتی در روزی که به نام خبرنگار نامگذاری شده است؟

 در تقویم جمهوری اسلامی ایران نوشته شده است؛ 17 مرداد روز خبرنگار. و تمام مسئولان  از روز خبرنگار اطلاع دارند. حال ما از خودمان مثال می زنیم تا مردم و خوانندگان محترم، درد این تبعیض های غیرمنطقی و بی محبتی ما را (اگر چه بارها) نوشته ایم،  بیشتر لمس کنند. درروز خبرنگار امسال ، هیچ یک از مسئولان محلی و نمایندگان مجلس، حداقل از دفتر نشریه ای که به ظاهر متعلق به شهرستان بابل است بازدید به عمل نیاورند، چه برسد که مسائل و مشکلات ما را بررسی کنند. اما همین چند روز قبل یکی از نمایندگان مردم بابل در مجلس شورای اسلامی که ادعا دارد اهل درد و رسانه است و قبل از انتخاب شدن با حضور در دفتر بابل نامه وعده هایی داده بود. که همان ایام هم به باورمان نمی آمد که ایشان اعتقادی به این حرفها داشته باشد و در واقع همان وعده های سر خرمنی بود، از یکی از خبرگزاری های مرکز استان بازدید کرده بود.

مدیر کل تبلیغات اسلامی استان  نیز که دفتر مرکزی آن در بابل قرار دارد، چندی پیش از بابل عازم ساری شد و از دفتر یک روزنامه محلی دیدن کرد. بدون آنکه ایشان حتی بداند نشریه ای به نام بابل نامه در شهرستان بابل فعالیت مطبوعاتی دارد. و یا اگر این نشریه وجود خارجی دارد، دفتر این نشریه در کدام نقطه جغرافیایی از شهر بابل قرار دارد و عوامل اجرایی این نشریه چه کسانی هستند.

همین بی تکلیفی در مورد مدیرعامل شرکت مخابرات مازندران نیز صادق است . ستاد مرکزی این شرکت  که در شهر بابل قرار دارد تمام آگهی های سرشار این شرکت را که همانند اکثر آگهی های ادارات جنبه صوری دارد به بهانه اینکه بابل نامه هفته نامه است در اختیار سایر نشریات قرار می دهند. و درهمین بهانه نیز صداقت ندارند و اگر قرار باشد  آگهی ها در اختیار هفته نامه ها قرار نگیرد، چرا در اختیار ویژه نامه های روزنامه های سراسری قرار می گیرد؟ اگرچه این نشریات  نام روزنامه را بر خود دارند ولی ویژه نامه های آنها  بخاطر چاپ نامنظم، به گاهنامه اشتهار دارند تا روزنامه.

بیان این نکات تبعیض گونه و ضد فرهنگی گوشه هایی از رنج ها و دردهای آشکاری است که لاجرم چاره ای جز بیان آن بخاطر ثبت در تاریخ نداریم. که چگونه برخی مسئولان یک شهرستان با آن سابقه طولانی درعرصه فرهنگ و مطبوعات دچار چنین تفکرات ارتجاعی یا مغرضانه ای هستند.

این واقعا درد است که چرا مسئولی که خودش را بابلی می داند، ولی نمی داند نشریات این شهرستان چگونه فعالیت می کنند. دفاتر آنان در کدام خیابان قرار دارند. و چگونه هزینه های سنگین چند میلیون تومانی درهر ماه را برای اجاره دفتر و سایر هزینه هایی که موجب مرتب انتشار هر نشریه می شود چگونه و از کجا تامین می کنند؟ در حالیکه اکثر مسئولان و نمایندگان مجلس وقت خود را به رسیدگی مسایل و مشکلات گروه های مختلف مردم و انجمن ها، صنف ها، روستاییان، محلات شهر،  تیم های ورزشی، گروه های فرهنگی و هنری، کارخانه ها و ... می گذرانند و در حد توان خویش به نحوی خودشان را در حل مشکلات و رفع نارسایی ها دخیل می دانند.

جا دارد بیان کنیم که نشریه بابل نامه در مدت 6 سال فعالیت مطبوعاتی خود، جز دریافت وام از صندوق قرض الحسنه حضرت ولی عصر (عج)، که موجب امتنان و تشکر است.  این نشریه نتوانسته است از سایر امکانات موجود این شهرستان که برگرفته از سرمایه مردم و بیت المال است برخوردار گردد.

این بی توجهی ها نشان از آن دارد که مسئولان و نمایندگان، با اهمیت رکن چهارم دموکراسی به شدت بیگانه اند. زیرا چگونه است که همین افراد پس از کسب موفقیت ورزشکاران  به استقبال آنان می روند و با آنها عکس یادگاری می گیرند و به خانه های شان می روند و سکه و پاداش و ... در اختیار آنها قرار می دهند.

آیا نشریات محلی که در راستای توسعه منطقه و اعتلای فرهنگی شهرستان تلاش می کنند نمی توانند  به اندازه ورزشکاران و ... مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرند؟ پس این بودجه های فرهنگی داخل شهر در چه راههایی هزینه می شود؟ اگر بابل نامه وابسته به گروه های کثیف چپ و راست و اعتدالی و...  بود، بازهم همین وضعیت نامعقول را داشت؟ چه باید کرد که جهت حرکتی ما یک حرکت فرهنگی  و در راستای تفکر و تثبیت خط امام و رهبری است و براساس تجربیات سی و چند ساله خود در عرصه های انقلاب و همنشینی با افراد و چهره های باندی و گروهی ، هیچ اعتمادی به گروه ها و جناح های حاکم 4 ساله و 8 ساله که هدفشان تصاحب مناصب اجرایی و کسب ثروت و قدرت است، نداریم.

در شهرستان بابل چند نشریه دارای پروانه وجود دارد که  بخاطر مشکلات مالی نمی توانند بصورت منظم منتشر شوند. حتی یک ماهنامه نیز که از پیشوانه مالی خوبی برخوردار بود نتوانست هزینه های جاری نشریه را تامین نماید، و به شخص دیگری در شهرستان ساری اجاره داده شد.

به راستی چرا مسئولان بابل با مطبوعات بیگانه هستند؟ در حالی که تکیه گاه اصلی مطبوعات مستقل برای کسب درآمد و انتشار نشریه کسب آگهی از ادارات و نهادها است و پشتوانه محکمی در این زمینه ندارند.

بابل اگرچه پیشینه قوی و مستحکمی از فرهنگ و مطبوعات را داراست اما این روزها در حوزه مطبوعات روزهای خوشی ندارد. هم اکنون بابل نامه که تنها نشریه بومی  در دسترس مردم در استان و شهرستان است با مشکلات عدیده مالی مواجه است و هر بار که این مشکلات تذکر داده می شود پنداری گوش شنوایی نیست و یا هست، ولی نمی خواهند توجهی به این مقوله داشته باشند. بویژه آنکه بابل نامه نشریه ای است که  جز امام و رهبری ، وابستگی به هیچ گروه و حزب و باندهای کثیف چپ و راست و اعتدالی و غیره ندارد و لذا باید مشکلات بیشتری را متحمل شویم.

 وزارت ارشاد نیز که متولی مطبوعات در کشور محسوب می شود مقدار یارانه ای که به عنوان یارانه در اختیار نشریات هفتگی محلی قرار می دهد بسیار کم و نازل است و این جیره مطبوعاتی هیچ دردی از دردهای نشریات را درمان نمی کند. و نمی توان بر روی این جیره مالی حساب باز کرد. ادارات هم در پرداخت هزینه های حق الدرج گزارش ها و آگاهی ها تسامح می کنند و با گذشت 6 ماه به زحمت قادر به پرداخت هزینه ها ی شان هستند. درحالیکه هزینه نشریات باید هفتگی  یا ماهانه به چاپخانه و ...پرداخت گردد.

در حالی که برخی نشریات هفتگی در چنبره مشکلات غوطه ور هستند. برخی نیز در سطح استان با نشستن در زورق های شکسته بی لیاقتی خود، اما با طرف دوستی های چاپلوسانه  و متملقانه با برخی مسئولان ناآشنا با مسئولیتشان در شناخت دوست و دشمن ، آگاه  یا ناآگاه با دست یازی به برخی نشریات بر جیب هایشان حکومت می کنند. و نمی دانند با رقمهایی که از درشتی ریال های مظلوم عایدشان می شود  چگونه از حلقومشان پایین رود. و جالب تر اینکه حتی یک مطلب از تراوشات فکری این افراد نمی تواند سطوری از برگهای نشریات را قلمی کند.

حال از نمایندگان مجلس سوال داریم:

چه زمانی باید حمایت از نشریات محلی در دستور کار آنان قرار گیرد؟

چرا باید روزنامه های سراسری دارای ویژه نامه های استانی باشند و گزارش هایی که باید در نشریات محلی چاپ شود در اختیار این روزنامه ها قرار می گیرد؟

چرا باید کانون های تبلیغاتی با مجوز وزارت ارشاد اقدام به چاپ آگهی های نیازمندی ها با کمترین قیمت در سطح شهرها نمایند؟

آیا با وجود انتشار ویژه نامه های استانی در روزنامه های سراسری، و آگهی نامه های گلاسه رنگی توسط کانون های تبلیغاتی، نشریات محلی قادر به ادامه حیات خواهند بود. با این وضعیت چه اصراری وجود دارد که  وزارت ارشاد همه هفته لیست های جدیدی از صدور مجوزبرای  انتشار نشریات ارائه می دهد؟ آیا این نشریاتی که دارای مجوز هستند توانسته اند بصورت کامل تداوم انتشار داشته باشند؟

صدور مجوزهای جدید چگونه قابل توجیه است در حالیکه نشریات هفتگی محلی غرق در معرض تعطیلی قرار دارند؟

خوب است دولت بجای ارتقای کمیت، در فکر ارتقای کیفیت باشد و با ایجاد کمیته ارزش یابی، نشریات فعال و کیفی را مورد تشویق قرار دهد تا سبب ارتقای مطبوعات محلی شود. نباید نشریات در اختیار کسانی قرار گیرد که سواد رسانه ای ندارند. مشکلات مالی مطبوعات موجب عدم جذب نیروهای کارآمد و با تجربه در نشریات شده است. اگرچه این مسائل بارها در بابل نامه عنوان شده است اما بخاطر بیگانگی برخی مسئولان با رکن چهارم دموکراسی نباید امیدی به رفع آن داشت.


 



   نظرات
نام*:
 نظر*:
تصوير امنيتي*:
طراحی شده توسط تیم برنامه نویسی میدا پشتیبانی شرکت شبکه اندیشان (شاناکو)