دوشنبه 11 مرداد 1400
 
 
   
 
 

جدیرین اخبار

پربازدیدترین

 
کد خبر: 172 تاریخ انتشار: 1393-06-26 تعداد بازدید: 2816 sendارسال به دوستان
ذخیره
printنسخه چاپی
           

پیشینه سینما در شهر بابل


                                    بمناسبت روز ملی سینما

                                   پیشینه سینما در شهر بابل

                    چگونگی نمایش فیلم در قدیمی ترین سینما های بابل

نوشته: صمد صالح طبری

نخستین سینماهای استان مازندران ، در شهر بابل  تاسیس و راه اندازی شده اند. نخستین سینمای صامت در بارفروش (بابل) در سال 1308 شمسی، توسط زرتشتیان با نام اهورامزدا در مکان فعلی داروخانه بقراط ابتدای خیابان شهید مدرس، مقابل باغ ملی گشایش یافت.

پس از آن در سال 1315 شمسی، سینمای حکیمی با مساحت وسیع تر و پرده ای بزرگ تر از سینمای اهورامزدا، در محل گاراژ بابل تور (مسافربری تعاونی2)، در میدان ایستگاه (17شهریور) دایر شد.

سینمای حکیمی صامت بود و صدای فیلم  جداگانه با گرامافون برای تماشاچیان سینما تشریح می شد. بلیت این سینما سه قران بود. آپاراتچی این سینما شخصی به نام ناطقی بود، که علاوه بر این شغل، کارمند وقت اداره کشاورزی نیز بود. در جریان نمایش یک فیلم در سینما حکیمی، آپارات سینما ترکید و مردم وحشت زده از سینما (گاراژ بابل تور) به میدان ایستگاه  فرار کردند. آتش سوزی در سینما حکیمی در سال 1317شمسی رخ داد.

 در سال 1317شمسی، سینمایی با نام سینما مرکزی در بابل اعلام موجودیت کرد.

این سینما پس از تغییر نام به سینما مالیانس، و پس از آن به سینما زیبا اشتهار یافت. سینما زیبا که متعلق به آقای استپان مالیانس بود، در محل قبلی سینما اوسیک که سینما ایران نام داشت و فیلم های روسی نمایش می داد، برپا شد. این سینما به علت ریزش دیوارهای آن تعطیل شده بود. سینما زیبا همزمان با جنگ دوم جهانی در سال 1322ش، در ضلع جنوبی میدان ایستگاه تاسیس شد. این سینما تا سال 1350 شمسی به مدت 28 سال در امور نمایش فیلم و تئاتر فعالیت داشت.

سینما زیبا که مردم از آن با عنوان های سینما اوسیک ، سینما مالیانس و یا سینما زیبا نام می بردند، یکی از ماندگارترین و پرخاطره ترین سینماهای شمال ایران و شهرستان بابل محسوب می شود که خود گوشه ای از تاریخ هنر و نمایش را در این دیار سرسبز تشکیل می دهد.

در این سینما، هنرمندان روسی تئاتر بازی می کردند، و به خاطر وجود اتباع روسی در بابل، سالن نمایش این سینما همواره مملو از تماشاگر بود.

سینما زیبا دارای یک تراس تابستانی بود که پس از تاریک شدن هوا از حدود ساعت 8 شب ، نمایش فیلم در تراس تابستانی ادامه می یافت. وضعیت  گیشه سینما زیبا به گونه ای بود که وقتی  در دهه چهل  در دوران کودکی به اتفاق برادرم برای تماشای فیلم به این سینما می رفتم. برای خرید بلیت از  گیشه سینما، بخاطر  دراز بودن قطر دیوار گیشه، مجبور بودم  با بلند کردن پاهای برادرم  از زمین، شرایط دسترسی او را  برای خرید بلیت فراهم  آورم که وی  بتواند بلیت را از فروشنده تهیه نماید.  قطر دیواره گیشه به اندازه دست یک انسان بزرگ بود. در داخل گیشه  پوستر و عکسهای فیلمهای ایرانی  بر روی دیوار نصب می شد که برای ما جالب بود.

در ابتدای ورودی سینما، برای ترغیب مردم به سینما و تماشای فیلم، صدای فیلمی که در حال نمایش بود، توسط بلندگویی که در ضلع سمت راست  کریدور ورودی سینما قرار داشت با صدای بسیار بلند برای مردم پخش می شد. و چون غالب فیلم ها حادثه ای و شمشیربازی بودند، مردم  و رهگذران مشتاق به حضور در سینما می شدند.  یک نفر هم پشت میکروفون قرار می گرفت و از طریق بلندگو از مردم می خواست، تا  بشتابند برای تماشای بهترین و پرهیجان ترین  فیلم سال و فرصت را از دست ندهند.

 معمولا در پایان هر سئانس نمایش، که تماشاچیان سالن سینما را ترک می کردند. شدت تبلیغات برای جذب مردم اوج می گرفت و گوینده  ورودی سینما که جار می زد،  با صدای بلند از عابران  می خواست تا با خرید بلیت وارد سینما شوند،  زیرا  تا دقایقی دیگر نمایش آن فیلم مهیج و دیدنی  شروع خواهد شد. با نزدیک شدن زمان نمایش فیلم و شروع سئانس بعدی،  آپاراتچی سینما با فاصله کمی  در سه نوبت صدای بوق بلندی را به صدا در می آورد که خبر از شروع فیلم  می داد. صدای این زنگ  که تماشاچیان به آن  محاوره ای (دنگ ) می گفتند موجب شادی و سرور کسانی می شد که در سالن انتظار حضور داشتند.  و مشغول تماشای عکسهای فیلمهای آینده و یا  خوردن تخمه و ساندویچ و نوشابه بودند، می شد . در این فاصله زمانی کوتاه،  با بصدا در آوردن  بوق ها توسط آپاراتچی،  تماشاچیان سراسیمه از سالن انتظار وارد سالن اصلی نمایش می شدند. با شروع فیلم لامپ های فلورسنت سالن  نمایش خاموش، و تاریکی مطلق حکمفرما می شد. و اگر کسی در حین نمایش فیلم وارد سالن می شد، کنترلچی سینما با چراغ قوه او را برای نشستن بر روی صندلی خالی راهنمایی می کرد.

در سینما زیبا برخی  اوقات دو فیلم با یک بلیت نمایش داده  می شد. فیلمهایی با شخصیت های جذاب و دوست داشتنی  آرتیست هایی همچون هرکول،  ماسیست ،تایتان، سامسون، چارلی چاپلین، نورمن ویزدم،  لورل و هاردی و ...

پس از خرید بلیت از گیشه سینما زیبا،  باید از یک حیاط سنگفرش شده عبور می کردیم . در  محوطه داخلی و ضلع شمالی سینما ، (سمت راست) تراس تابستانی قرار داشت. با دیواری حدود 5/1متری که قسمت تراس را از محوطه عبور به سالن زمستانی جدا می کرد. در تراس تابستانی از نیمکت های  چوبی چند نفره برای نشستن تماشاچیان  استفاده می شد.  حدود شش نفر مانند نیمکت های قدیمی مدارس کنار هم می نشستند تا فیلم را تماشا کنند.

با عبور از این محوطه سنگفرشی و فضای باز حدود 20متری، از ضلع جنوبی محوطه و سمت چپ محوطه  وارد سالن باریکی می شدیم به نام سالن انتظار، که فضای آن با دیوارهای رنگی منقش شده بود. رنگ های آبی لاجوردی، قرمز، نارنجی بر زیبایی دیوارهای جانبی سالن می افزود.( این دیوار های رنگارنگ تا سال 1392 که سینما تخریب کامل شد وجود داشت).

سقف سینما زیبا  به جای آکوستیک یا چوب پنبه، دارای گونی بود تا از انعکاس صدای بلندگو جلوگیری کند و صدا به خوبی به گوش تماشاچیان برسد.

سالن سینما به سه بخش تقسیم می شدو شامل جلوی پرده نمایش  پنج ریالی،  وسط ده ریالی، و لژ 15 ریالی بود. که هر قسمت با نرده های آهنی  که بر بالای آن نوک تیزهای آهنی مثلثی شکل، قسمت های مختلف را  از هم متمایز می کرد.  در هر قسمت نیز ماموران شهربانی به عنوان پاسبان با کنترلچی سینما برای برقراری نظم سالن همکاری می کردند، تا تماشاچیان به قسمت های بالاتر نروند. اگر تماشاچی از پنج ریالی به ده ریالی و یا 15 ریالی می رفت، با عکس العمل شدید پاسبان  یا کنترلچی سینما مواجه می شد و از سینما اخراج می شد. بیشتر اوقات تماشاچیان  در حین تماشای فیلم به دلایل گوناگون تحت تاثیر صحنه های اکشن با هم زد و خورد می کردند. به ویژه در صحنه های حساس و بقولی بزن و بزن فیلم،که کنترل سینما به شدت مشکل می شد و پاسبان ها با پایان دادن درگیری ها، افراد خاطی را به شهربانی که در نزدیکی این سینما قرار داشت انتقال می دادند. برخی اوقات دعواها تبدیل به زد و خورد و مشاجره های گروهی می شد و عده ای هم برای طرفداری یا مخالفت با هم درگیری ایجاد می کردند که سرانجام خاموش کردن آپارات و تعطیل شدن سینما و فرار مردم از سینما منجر می شد.

درگیری در سینما در شب های جمعه بیش از سایر شب های هفته بود. علت آن هم تعطیل بودن محل کسب و کار و وجود مراکز تفریحی و سالن های غذاخوری و مشروب فروشی و شراب خواری در میدان ایستگاه بود. خانواده ها برای در امان ماندن از این درگیریها در شب های پنجشنبه به سینما می آمدند. صبح های جمعه هم از ساعت 10 صبح تا 12 یک سئانس فوق العاده نمایش داده می شد.

نمایش عصرها از ساعت 5، 7 و 9 شب بود و ساعت 3 بعدازظهر نیز  در روزهای تعطیل اضافه می شد. کف زدن و سوت زدن و دعوا از مسایل رایج و عادی درسالن  سینما بود. سینما زیبا درهای خروجی نداشت و مردم پس از تماشای فیلم از در ورودی سینما خارج می شدند. وسایل گرمایی و سرمایی سینما عبارت بود از بخاری نفتی و پنکه های سقفی.

این سینما دارای یک آپارات بود. مدت زمان نمایش  فیلم ها  بین دو تا سه ساعت ،   و برخی فیلمها هم چهار ساعته بودند.  که  به هر ساعت نمایش، به اصطلاح  یک پرده می گفتند. اگر فیلم دوساعته بود، به دو بخش مساوی تقسیم می شد و پس از مدت زمان یک ساعت می گفتند یک پرده نمایش فیلم تمام شد. در این زمان مدت 5 تا 10 دقیقه فرصت بود تا آپاراتچی فیلم حلقه اول و دوم را جابجا کند. با روشن شدن لامپ های فلورسنت سالن، گارسون ها با روپوش های سفید که بوفه دار سینما محسوب می شدند. با در دست داشتن سینی حاوی ساندویچ کتلت 5ریالی، و سبدی شامل نوشابه های 5 ریالی که فریاد می زدند:  اسو، فانتا، آل پاین، پپسی، کانادا، کوکا، وارد سالن می شدند تا مردم در آن زمان محدود به وضع غذایی خودشان هم برسند. که تماشای  این صحنه برای بچه ها بسیار پرانگیزه برای خوردن ساندویچ  ونوشابه بود. وقتی گارسون طشتک نوشابه ها را باز می کرد آن را در داخل جیب هایش قرارمیداد و با قرار دادن دست در جیبش صدای برخورد طشتک ها بچه ها و حتی بزرگسالان را نیز برای خرید و تناول ساندویچ و نوشابه  تحریک و به وجد می آورد. تماشای فیلم و غذا خوردن و تخمه شکستن و پرتاب کردن پوست تخمه بر سر دیگران پر از ماجرا و  دنیایی از صفا و صمیمیت بود. این وضعیت در پایان نمایش فیلم هم تکرار می شد.

در تابستان ها از سئانس دوم که ساعت 7بعدازظهر شروع می شد، پس از پایان پرده اول، کنترلچی  سینما مردم را از سالن زمستانی به تراس تابستانی فرا می خواند.  کنترلچی جار می زد و از تماشاچیان می خواست  تا برای تماشای پرده دوم فیلم به تراس تابستانی بروند. مردم که  از ساعت 7تا8 مدت یکساعت یعنی پرده اول را در سالن تماشا می کردند. با صدای کنترلچی،بسرعت  خود را به تراس تابستانی می رسانند تا در جاهای بهتری بر روی نیمکت ها قرار بگیرند و ادامه نمایش فیلم را در پرده دوم تماشا کنند. البته در شب های بارانی این وضعیت تکرار نمی شد.  در شب هایی که پشه در هوا جولان می داد مردم را عاصی می کرد تا  برای پراکنده کردن حشرات با دست بر دست و صورتشان بکوبند.

در پایان  زمان پرده اول، آپاراتچی تنها آپارات سینما را به طرف تراس تابستانی تغییر جهت می داد تا ادامه فیلم را از آن آپارات نمایش دهد. این آپارات هم از کشورهای روسیه، یوگسلاوی و بلوک شرق تهیه می شد و به آپارات های زغالی معروف بود.

آپارات های زغالی به علت ساییدگی زغال موجب تاریک شدن پرده سینما و محو فیلم از پرده منجر می شد. وقتی پرده سینما از تصویر سیاه می شد فقط صدای فیلم قابل شنیدن بود و متعاقب آن  صدای سوت و ناسزای تماشاچیان به ویژه در جلوی سن نمایش، یعنی 5 ریالی بیش از قسمت های دیگر یعنی  ده ریالی و پانزده ریالی بود. آخرین ردیف صندلی های سینما که چوبی بود با عنوان لژ مخصوص فرمانداری مشخص شده بود. در صورت نشستن افراد عادی در این ردیف از صندلی های ویژه، کنترلچی و پاسبان یقه و دست افراد را می گرفتند، و در صورت مقاومت ، او را با کتک از سینما اخراج می کردند و یا تحویل شهربانی می دادند که تماشای اینگونه صحنه ها خالی از لطف نبود. شروع نمایش هر فیلم با  پخش آنوس سرود شاهنشاهی همراه بود که تماشاچیان باید  از جای خود قیام می کردند. در غیراینصورت پاسبان های مستقر در سینما  با خاطیان برخورد می کردند. بر بالای سن، پرده  نمایش سینما زیبا  یعنی عرض سالن ، دیواره سفیدی قرارداشت که حاشیه مستطیل آن سیاه رنگ بود . این دیوار در ضلع جنوبی سینما واقع بود.

دیوار نمایش تراس تابستانی سینما زیبا در ضلع شمالی این سینما قرار داشت. در طرف بالای راست این دیوار نمایش، پنجره یکی از اتاق های خانه مالیانس قرار داشت که در  طول روز باز بود اما هنگام نمایش فیلم  این پنجره بسته می شد تا پرده نمایش  کاملا سفید شود.

سینماهای داریوش و مهر  نیز دارای تراس های تابستانی بودند، و ترتیب نمایش فیلم در شبهای تابستان همانند سینما زیبا بود.  و در سئانس های دوم و سوم از آن استفاده می کردند.  اما در سال های بعد که کولر و وسایل خنک کننده به بازار آمد و دستگاههای آپارات سینماها از یک آپارات به دو آپارات افزایش یافت،  سینماها فیلمهای دوساعته را یکسره نمایش می دادند. تراس های تابستانی داریوش و مهر نیز تبدیل به سینماهای مستقل تابستانی شدند و همه شب از ساعت 8  تا 12در دو سئانس بصورت مستقل مبادرت به نمایش فیلمهای خارجی دوبله بفارسی می کردند. که با استقبال مردم بویژه خانواده ها مواجه می شد.  سالنهای اصلی این دو سینما اکثر وقتها فیلمهای ایرانی و هندی نمایش می دادند. با احتساب دو تراس تابستانی داریوش و مهر، و سینماهای مهر، داریوش، پازارگاد، و شهرفرنگ، شهر بابل دارای شش سینما بود. در این اواخر با تعطیلی و یا تخریب برخی از این سینماها مسئولان بابل هیچ اقدامی برای راه اندازی و تشویق و ترغیب مالکان سینماها به عمل نیاوردند. اگر مسئولان علاقه و درایت لازم را داشته باشند می توانند علاوه بر تلاش برای بازگشایی سینماهای داریوش(استقلال) و پازارگاد( ارشاد) ، از ظرفیت سالن های کانون فرهنگی تربیتی امام خمینی(ره)، هلال احمر، مجتمع فرهنگی سینمایی ارشاد اسلامی بابل با دو سالن مجهز و مدرن تئاتر و سینما می توانند برای جبران کمبود فضای فرهنگی و هنری در شهر بابل با توجه به موقعیت مکانی ارزشمند این مراکز به نحو احسن بهره برداری نمایند. اما افسوس و صد افسوس که هرگز چنین اراده ای در مسئولان ذی ربط برای راه اندازی این مکانهای فرهنگی و هنری بمنظور خلاء موجود، وجود ندارد. و شهرستانی با 500 هزارنفر جمعیت بعنوان پرجمعیت ترین شهرستان استان مازندران با این سالن های مستعد نمایش فیلم، که با دیجیتالی شدن نمایش فیلم امکان نمایش فیلم را در سالنها آسان نموده است باید همچنان در حسرت سالن های سینما بماند.  براساس کدام موازین رسمی یونسکو 500 هزار نفر جمعیت باید یک سالن سینما داشته باشند؟ مسئولان دلسوز بابل توضیح بدهند.



   نظرات
نام*:
 نظر*:
تصوير امنيتي*:
طراحی شده توسط تیم برنامه نویسی میدا پشتیبانی شرکت شبکه اندیشان (شاناکو)