دوشنبه 3 مهر 1396
 
 
   
 
 

جدیرین اخبار

پربازدیدترین

 
کد خبر: 364 تاریخ انتشار: 1395-02-15 تعداد بازدید: 640 sendارسال به دوستان
ذخیره
printنسخه چاپی
           

فغان از فرهنگ مظلوم


 

                                                        فغان از فرهنگ مظلوم

مدتهاست که در فکر چاپ و انتشار عکسهای قدیمی شهرستان بابل که در طول چند دهه اخیر برداشته شده است و حاصل تلاشهای مستمر این حقیر در عرصه خبرنگاری و عکاسی می باشد، بودم. اما چه کسی است که نداند تهیه چند هزارعکس آنهم در شرایط  و روزگار چند دهه قبل با دوربین های غیردیجیتال، که در گذشته مستلزم صرف وقت و هزینه های زیادی برای تهیه وخرید فیلم و زمان عکسبرداری ، ظهور و چاپ عکسهای رنگی می شد.

برخلاف اکنون که با دوربین های دیجیتال و دوربین های موبایل می توان با کمترین هزینه و صرف وقت، صدها عکس در روز تهیه کرد و آن را در آرشیو نگاه داشت و یا در شبکه های اجتماعی و سایت های اینترنتی به معرض تماشای عموم گذاشت. از طرفی نگاتیو عکسهای قدیمی با دوربین های آنالوگ نمی توانند ماندگاری طولانی داشته باشند. به ویژه در شمال ایران که به خاطر شرایط شرجی و مرطوب بودن هوا، امکان آسیب دیدن نگاتیو، فیلم ها و نوارهای صوتی و تصویری بسیار است. لذا فیلم ها و تصاویری که از طریق دوربین های تصویربرداری ویدئویی و عکاسی تهیه شده اند هر آن در خطر نابودی قرار دارند.

در گذر ایام  همواره توصیه های مؤکد فرهیختگان  وعلاقه مندانی که به شهرشان علاقه مند هستند، انتشار سریع تر اینگونه آثار از طریق نشریه یا کتاب برای ماندگاری در تاریخ  و دسترسی فرهنگدوستان به این آثار فرهنگی هنری بوده است. به ویژه عکسهایی که این حقیر در دهه های شصت و هفتاد از مکان های مختلف شهر و شهرستان بابل تهیه کرده ام در سالهای ماضی به خاطر رشد ساخت و سازها به  شدت تغییر چهره داده اند که برای نسل جدید و افراد زیر سی سال قبل تشخیص نیست. بناهای قدیمی متعلق به دوران قاجاری که چندین دهه استوار و مقاوم در برابر حوادث طبیعی در معابر عمومی و کوچه و برزن خودنمایی می کردند و جزیی از فرهنگ بومی منطقه و نیاکان مان را تشکیل می دادند به راحتی  در معرض تخریب های مهلک بساز و بفروش ها قرار گرفته است.آثار ارزشمندی که می توانستند در صورت خریداری توسط سازمان میراث فرهنگی و مراقبت از آنها ضمن حفظ فرهنگ معماری بومی منطقه، در جذب گردشگران همچون شهرهای کاشان و یزد و اصفهان و... از بابل نیز به عنوان یکی از شهرهای فرهنگی و تاریخی شمال ایران یاد کرد.

تخریب آثار فرهنگی تاریخی در بابل آنچنان رشد کرده و نهادینه شده است که برای عوامل تخریب و کسانی که باید این بناها را برای نسلهای بعدی حفظ و حراست می کردند تاسف عمیق خورد که از ماست که برماست.

حال برای جلوگیری از تباهی نگاتیوها وحفظ آن  مصمم  به اسکن کردن نگاتیوهای متعلق به 20 الی 30 قبل شدم  که چندروزی است که فکرم را مشغول کرده است. مسئله بعدی نگرانی بنده از مسئله هزینه سنگین تبدیل نگاتیو به عکس و چاپ آن در نشریه بابل نامه به صورت ضمیمه یا کتاب است که بخاطر بی مسئولیتی برخی مسئولان شهرستان باید برای حل آن چاره اندیشی کرد.

بابل شهرستانی است خوش نام  که زنده یاد سیدحسین فلاح نوشیروانی را در خود پرورش داده است دارد و ایشان  بر تارک خیّران منطقه و حتی کشور به خوبی و زیبایی می درخشد. او الگوی خوب و مطلوبی برای سایر خیّران است تا با تأسی از عملکرد ماندگار ایشان به طریقی در کارهای نیک اندیشانه از جمله امورعام المنفعه، مدرسه سازی، مرکز بهداشتی و درمانی و... گام های موثری بردارند.

اما باید این کمکهای خیّران و واقفان نیک اندیش به نیازهای روزهم سوق داده شوند. مساعدت به ساخت پارکها ، تفریگاه، ورزشگاه ، سالنهای ورزشی  و ارتقاء مسائل فرهنگی شهرستان از آن جمله است.

بنده که سالهاست در امور فرهنگی فعالیت دارم شاهد بی مهری هایی نسبت به فرهنگ شهر هستم ولی درباره چرایی این  بی توجهی ها به فرهنگ  چیزی دستگیرم نشده است و نمی دانم چه بگویم  و از که بنالم!!

در این شهرستان  همه ساله پولهای زیادی در زمینه های مختلف هزینه می شود به عنوان مثال  شهرداری و شورای شهر برای برگزاری جشنواره های متعدد علاوه بر اختصاص بودجه های کلان چند میلیون تومانی، راههای دریافت کمکهای نقدی و غیرنقدی از اسپانسرهای مالی را نیز به خوبی یادگرفته اند. اما همین شورا و شهرداری،  شاید در تفکرات شان  نشریات  و نویسندگان را جزیی از فرهنگ شهر نمی دانند و پول خرج کردن را در جاهایی می بینند که مقرون به صرفه باشد و بازدهی عمومی برای کسب آرای مردم را در پی داشته باشد. یعنی اگر شورای شهر مصوب کرد تا در جشنواره ای چند خواننده بیایند و ترانه هایی به صورت زنده برای شهروندان اجرا نمایند. این یعنی تبلیغات مفت و مجانی برای اعضای شورا  از کیسه بیت المال که شهرداری از محل عوارض و نوسازی از شهروندان  دریافت نموده است.

اما چرا این بودجه های مصوب  و ظرفیت ها برای ارتقاء فرهنگ شهر از جمله امور فرهنگی و نویسندگان که بخاطر بی پولی نیاز شدید به کمک مالی دارند و یا نشریات شهر که به خاطر کمبود نقدینگی  و نداشتن سرمایه در گردش وضعیت تاسف باری دارند، اختصاص داده نمی شود؟

 جواب آن مشخص است؛ یا تصمیم گیرنده ها عمق ماجرا و اهمیت مساعدت در امور فرهنگی را درک نمی کنند و تصورشان این است آنهایی که کار فرهنگی می کنند دارای تمکن مالی خوبی هستند و خرجشان را با فروش آثارشان تامین می کنند. یا اینکه چنین می پندارند که  شاید اگر به این افراد که بسیار معدود هستند مساعدت مای برای انتشار آثارشان در زمین های گوناگون شود از نظر ارقام کمی نمی توانند آرای آنها را تضمین نمایند. شاید دلایل دیگری دارد که حداقل بنده آن را نمی دانم، زیرا موضوع نمی تواند ناشی از بی پولی یا کم پولی باشد. و خیلی انتظار دارم که اعضای شورای شهر دلایل این بی مهری به نشریات شهر را بیان کنند تا مردم فرهنگدوست هم از آن مطلع شوند.

درباره انتشار کتاب عکسهای بابل هم بارها گفتیم و نوشتیم اما گوش شنوایی نبود و ما هم جوابی نشنیده ایم . آقای آقاجانپور عضو شورای شهر می گوید خواسته خود را در صحن شورا بیان کن تا ما چاره اندیشی کنیم.

آیا مساعدت به امور فرهنگی شهر نیاز به اعلام عمومی در شورای شهر دارد؟ چگونه شورا برای برگزاری و حمایت از برخی ورزشکاران و همایش ها و انواع جشنواره ها مصوبه دارد، اما برای نشریات و نویسندگان وضعیت باید به گونه ای دیگر یعنی بغرنج  باشد؟

حال دل به دریا زده ایم و برای جلوگیری از اتلاف وقت ونابود نشدن نگاتیوهای قدیمی با اسکن کردن آنها بخشی از هزاران عکس موجود در آرشیو شخصی  را به صورت کتابی رنگی و گلاسه به عنوان ضمیمه نشریه بابل نامه برای ماندگاری تقدیم همشهریان عزیز نمایم. این بهتر از آن است که  به امید ناامیدکنندگان بنشینیم تا بخشی از آثار فرهنگی شهرستان  در گوشه ای از خانه تباه  و نابود شوند.

باز هم انتظاری از مسئولان نداریم، چرا که توان فکری برخی آنگونه نیست که باید از آنان انتظار داشت  تا بتوانند سیاستهای حمایتی خودشان را در پیشبرد  و رشد امور چاپ نشریه یا کتاب گام بردارند. آیا ماندگاری آثار فرهنگی  کمتر از برپایی جشنواره های به ظاهر  پر جمعیت که در هوای آزاد برگزار می شود، است؟

مسئولان باید بپذیرند که زیربنای توسعه توجه به فرهنگ در ابعاد گوناگون است نه تنها صرف توجه به جشنواره و خواننده ها، شاید نویسندگان و هنرمندانی شایسته در این شهرستان داشته باشیم که برای بروز استعدادهای خود تامین نیازهای مالی آنها به اندازه  یک دهم هزینه برگزاری یک جشنواره بهارنارنج یا گل و گیاه و امثال آن نباشد.

آیا شورای شهر و شهرداری به یک اندازه به فرهنگ شهر توجه دارند؟  شواری شهر و شهرداری حتی به جشنواره ملی وارش که در بابل برگزار می شود کمکهای مالی قابل توجهی می کنند، در حالیکه  وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و استانداری و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی نقش اصلی را  در برپایی چنین جشنواره هایی داشته دارند و بار هزینه ها باید بردوش نهادها و سازمانهای ملی و استانی باشد. اما در مساعدت به یک نویسنده یا هنرمند بخاطر برخی تنگ نظری ها اکراه  وجود دارد. به عنوان مثال مصوبه ای در شورای شهر وجود دارد که می بایستی به آقای حامد ابراهیم زاده بازگیر از محققان برجسته این شهر مساعدت فرهنگی برای انتشار کتاب شود، اما به دلایل نامعلوم هرگز این مصوبه عملی نشده است. این محقق بابلی همچنین آثار با ارزش تحقیقی و اسناد تاریخی دیگری نیز در دست تهیه برای چاپ دارد که  تاکنون نتوانسته است اثرش را به زیور طبع بیاراید. چرا؟ آیا  بیست تا سی میلیون تومان هزینه برای انتشار یک اثرفرهنگی مانا برای شهرداری سخت و طاقت فرساست؟ اینجاست که باید بانگ برآورد؛ فغان از فرهنگ مظلوم! فغان از دلهای بی دل، فغان از درد بی دردی ها، فغان از بی مسئولیتی ها، فغان از بی تکلیفی ها، فغان از بی فرهنگی ها، فغان از نداری ها و ...

ای فغان کز عمر رفته حاصلم بی حاصلی ست

وز همه یاران جانی یاورم بی یاوری ست

چاره می جویم که خود از درد بی دردی رهم

می ندانم درد من خود چارهء بی چارگی ست

 

رستم از غیر و شنیدم بانگ خود را در درون

می ندانستم غریبم کاین خودی بیگانگی ست

چشمه ها جمله سراب و جانها غرق گناه

باغ ها مسخ خزان و ریشه ها بی ریشگی ست

گرچه زهر فرقت یار شوق وصل می پرورد

طالب وصلی کنون نیست عشق ها بی عاشقی ست

ساختم از اشک غم بهر دل خود خانه ای

گشته سرگردان کنون دل خانه اش بی خانگی ست

مرغ جان آزاد گشت و بگرفت راه آسمان

هدهدا راهش نما چون راه او بی راهگی ست

 

 

 



   نظرات
نام*:
 نظر*:
تصوير امنيتي*:
طراحی شده توسط تیم برنامه نویسی میدا پشتیبانی شرکت شبکه اندیشان (شاناکو)