جمعه 6 مرداد 1396
 
 
   
 
 

جدیرین اخبار

پربازدیدترین

 
کد خبر: 357 تاریخ انتشار: 1395-02-03 تعداد بازدید: 639 sendارسال به دوستان
ذخیره
printنسخه چاپی
           

آیت الله روحانی عالمی مبارزوپارسا


                                              آیت الله روحانی عالمی مبارز و پارسا

زنده یاد آیت الله شیخ هادی روحانی نماینده ولی فقیه در استان مازندران و امام جمعه با تقوای شهرستان بابل از روحانیان مبارز و بزرگواری بود که عمری را با ساده زیستی و تلاش در خدمت به اسلام و مردم سپری کرده بود. ایشان همواره سعی در حل مشکلات مردم  بویژه محرومان جامعه داشت . انسانی بسیار دلسوز بود و هرگز اهل ریا و غیبت و اسراف نبود و اگر در مقابل او از دیگران غیبت می کردند سریع تذکر می داد و به سخنان مخاطب توجه نمی کرد.

نگارنده این افتخار را داشته ام  که همزمان با صدور حکم انتصاب امامت جمعه آیت الله روحانی برای شهرستان بابل توسط حضرت امام خمینی(ره) در آبان 1358، فعالیت های خبری خویش را در شهرستان بابل بعنوان خبرنگار صدا و سیمای جمهوری اسلامی منطقه آغاز نمایم و مخابره خبر اقامه  نخستین نماز جمعه در 18 آبان 1358 جزو نخستین خبرهای ارسالی بنده به صدا وسیما بوده است. در پی آن سالهای متمادی که در سنگر خبرنگاری و نوشتن و ضبط خطبه های نمازجمعه و دیدار هایی که در مدرسه صدر در ساختمان قدیمی و جدید و منزل ایشان در کله بست و خانه ای در جوار مدرسه صدر و... انجام می شد سابقه دیرین و نزدیکی با مرحوم روحانی داشته ام که برخوردهای بسیار مهربانانه و نزدیک ایشان با حقیر، که از هر نظر برایم ارزشمند و پرخاطره مانده است و هرگز نتوانسته ام این سالهای طولانی خدمتگزاری در محضر این عالم وارسته را فراموش کنم. مدت بیست سال یعنی از 18 آبان 58 تا 7 مهر 78 که آیت الله روحانی آئین عبادی سیاسی نمازجمعه را در بابل اقامه می کرد در خدمت ایشان بودم و حال جای خالی او بین دوستداران علم و فضیلت احساس می شود.

 این دوری و فراغ هرگز قابل تحمّل و بیان نیست. این ارتباط نزدیک با آیت الله روحانی در برخی جلسات و دیدارها و نگرش مهربانان و پدرانه شان موجب تعجب برخی مسئولان و افراد حاضر در نشست ها و دیدارها می شد از جمله پوست کردن میوه و تقسیم غذا و درد دل کردن در باره مسائل مختلف و یا دیدار هایی که قرار بود در خانه شان در کله بست برگزار شود از جمله این بذل محبت ها بود . حتی به محافظانش دستور میداد تا در صورت ورودم  به منزل ساده و محقرشان در کله بست برای تهیه گزارش دیدارها و تهیه خبر، اتاق کوچک و کم عرضی که کتابخانه در آن قرار داشت و یک رادیوی متعلق به خودرو نیز در کنار کتابها قرار داشت  آیت اله روحانی به اخبار و برنامه بررسی رادیو بیگانه که صبح های جمعه  از رادیو ایران پخش می شد گوش می داد. چندبار به داخل اتاق استراحت ایشان هم رفته بودم و در آقای روحانی باره مسائل مختلف روز و حتی زندگی خصوصی خود نیز سخن می گفت. در اتاق خواب یک تخت فنری سیمی قدیمی قرار داشت که وقتی آن را نشانم داد از قدیمی بودن آن متعجب شده بودم ولی ایشان با همان لباس سفید منزل که بر تن داشت  ضمن بیان خاطراتش، فقط می خندید و از وضعیت زندگی بسیار ساده خود بویژه پس از انقلاب ابراز خرسندی می کرد و دائم می گفت؛ هرگز راضی نیستم چند نفر محافظ و خودرو بنز من را همراهی و اسکورت کنند. اما محافظان می گفتند ایام ترور است و باید از شخصیت های دینی و سیاسی حفاظت شود و این یک دستور است.

می فرمود قبل از هر چیز با دوستی و در میان مردم بودن عشق می ورزد و قبل از شروع ترورها توسط منافقین به صورت عادی رفت و آمد می کرد. روحیه ای مردمی و بسیار مؤدبانه ای داشت. وقتی گوشی تلفن سبزرنگ دفتر را برداشت یا برای دیگران زنگ می زد با صدای بلند نخستین کلامش، سلام علیکم بود. در دوران جنگ و جبهه که مردم کمکهای نقدی را به ایشان اهدا می کردند، نسخه ای از دستخط خود را برای حقیر می فرستاد تا برای تشویق و ترغیب بیشتر مردم برای کمک به رزمندگان اسلام آن را در صدا و سیما انعکاس دهم. وقتی صدا و سیما به جهت حساسیت های بی مورد خبرهای مردم بابل در کمک رسانی به جبهه ها را کمتر انعکاس می داد ناراحت می شد. یک روز وقتی مهندس غرضی وزیر وقت نفت و برخی مسئولان استانی در مراسم نمازجمعه بابل حضور داشتند در حالی که فیلمبردار صدا و سیما در حال تصویر برداری از سخنرانی حاج آقا در ایراد خطبه ها بودند  ایشان فریاد برآورد که آیا در بین کارکنان و مسئولان صدا و سیما افراد مریض وجود دارند که کمکهای اهلی بابل را پخش نمی کنند؟ وقتی مخبر خبرها را برای شما ارسال می کند، شما چرا این خبرها را پخش نمی کنید. درپی این سخنان بود که پس از ظهور فیلم در تاریکخانه و آماده کردن آن برای پخش در اخبار استان، سردبیر خبر که متوجه خروش آیت الله روحانی شده بود  ضمن گلایه از ایشان و این حقیر، توسط واحد خبر تصمیم گرفته شد برای رضایت حاج آقا هفته ای دو تا سه نوبت  کمکهای مردم بابل توسط اینجانب به صورت گزارش تلفنی از رادیو ساری انعکاس یابد. بازسازی سوسنگرد که توسط مردم مازندران انجام گردید حاصل تلاشها و پیگیری ایشان بوده است.

وقتی ایشان فوت نمودند با حضور مهندس داود کشاورزیان استاندار مازندران و دیگر مسئولان استانی و شهرستانی جلسه ای در مدرسه صدر برگزار شد و پس از تبادل نظر فراوان مقرر گردید تا پیکر آیت الله روحانی نه در کله بست و نه در آرامگاه بابل، بلکه برای حوزه ای که حاج آقا زحمات زیادی برای آن متحمل شده است پیکر این عالم پارسا در کتابخانه مدرسه صدر دفن گردد تا  همواره در مقابل دیدگان  و دلهای مردم باشد و یادشان را گرامی بدارند. روحش شاد.

 خاطرات زیادی از ایشان موجود است منجمله تاکید بر اقامه نماز اول وقت در جریان برگزاری همایش و سمینارهای مختلف، اقامه نماز در ادارات و مدارس و دانشگاهها و بازار، حتی اقامه نماز جماعت ظهر عاشورا در اوج عزاداری ها در آستانه امامزاده قاسم قبل از آنکه به صورت سراسری و همگانی در سراسر کشور برگزار شود، و تشکیل ستادهای تبلیغات اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر از تلاشهای بارز آیت الله روحانی در ترویج شعائر اسلامی و فرهنگ اقامه نماز جماعت در اول وقت شرعی بوده است.

آیت الله روحانی عالمی پارسا و مبارز بود که شایعات بی اساس هرگز او را ناامید نمی کرد، و از خدا می خواست تا آنچه که اسلام به او تکلیف کرده است، انجام دهد.

خدمات او برای مردم زادگاهش روستای کله بست و مردم بابل و بابلسر و استان مازندران برکسی پوشیده نیست. در مورد خدماتش هرگز سخنی بر لب جاری نمی کرد و می گفت: من روابط عمومی ام ضعیف است و بارها به نگارنده می گفت : عیب بزرگ من این است کارهایی را که انجام داده ام و پیگیر امور می شوم، به مردم نمی گویم. چون مردم از کارهای من اطلاع ندارند به شایعات دامن می زنند. یکی از این شایعات در مورد احداث پارک 7 هکتاری نوشیروانی بود. با آنکه  ایشان در مراسم کلنگ زنی و شروع عملیات اجرایی این پارک در شرایط نامساعد جوی و بیماری سخت شرکت کرده بود، پس از وقفه ای که در احداث این پارک بدلایل فنی برای ساخت استخر بوجود آمده بود شایعه پردازان از فرصت بوجود آمده سوء استفاده را نموده و اعلام کردند که حاج آقا روحانی بخاطر فسادی که با احداث پارک در آن بوجود می آید، با احداث پارک مخالفت کرده است. اما آیت اللًه روحانی در مقابل این شایعات که متداول آن روزها بود سکوت می کرد و می گفت: اگر من مخالف احداث پارک بودم چگونه در مراسم کلنگ زنی پارک با وجود سرماخوردگی و تب ولرز شدید شرکت کردم. و همواره به مسئولان شهری توصیه می کرد در اجرای عملیلت پارک با سرعت عمل بیشتری پارک را برای مردم آماده نمایند.

پیکر پاک فقیه فرزانه آیت الله روحانی نماینده مقام معظم رهبری در مازندران و نماینده مردم این استان در مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه بابل  که در ساعت 3 بعدازظهر روز چهارشنبه 21 مهر 78 در سالروز شهادت امام هادی (ع) دهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت در مدرسه صدر رحلت کرده بود با حضور دهها هزار تن از مردم عزادار بابل و دیگر شهرهای استان، در حالی که مشایعت کنندگان شعار می دادند؛ عزاعزاست امروز روز عزاست امروز، خامنه ای رهبر صاحب عزاست امروز، روحانی مجاهد با شهداست امروز، امام جمعه ما پیش خداست امروز. روز جمعه بیست و سوم مهرماه سال 1378 از مقابل مسجد گلشن به مقصد مصلای جمعه ، در خیابانهای بابل باشکوه خاصی تشییع کردند و آنگاه در مراسم ویژه ای در کتابخانه مدرسه علمیه خاتم الانبیاء( صدر) بخاک سپرده شد.

 مراسم تشییع آیت الله روحانی یکی از پرشورترین و عظیم ترین آئین های تشییع و تجلیل از پیر فرزانه و متّقی حضرت آیت الله روحانی بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در پی ارتحال ایشان پیامی در تجلیل از شخصیت وارسته آیت الله روحانی نماینده شان در مازندران صادر فرمودند.              (صمد صالح طبری)



   نظرات
نام*:
 نظر*:
تصوير امنيتي*:
طراحی شده توسط تیم برنامه نویسی میدا پشتیبانی شرکت شبکه اندیشان (شاناکو)