شنبه 27 آبان 1396
 
 
   
 
 

جدیرین اخبار

پربازدیدترین

 
کد خبر: 275 تاریخ انتشار: 1394-10-03 تعداد بازدید: 541 sendارسال به دوستان
ذخیره
printنسخه چاپی
           

بابل سبزه دیاربخش پنجم


   بارفروش

نام بارفروش ده تا اواخر دوره صفویه بر این منطقه اطلاق می شد. تاریخ دقیق تغییر نام بارفروش ده به بارفروش به صورت قطعی مشخص نیست. چون به علت توسعه منطقه و رونق بازار در آن، تبدیل به شهر شد. پس از شاه عباس دوم یعنی از سال 1077 ق تا دوران نادرشاه افشار نام این منطقه از بارفروش ده به بارفروش تغییر یافت.

در زمان نادرشاه افشار و خاندان زندیه، نام این شهربارفروش بود. و در دوران زندیه یعنی از سال 1160ق نام بارفروش بر این شهر اطلاق می شده است.

برای نخستین بار که از بارفروش نام برده شد، نسخه خطی تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تالیف میرظهیرالدین مرعشی است که آن را ابراهیم بن اسماعیل بارفروشی در چهارشنبه 28 محرم 1097 به خط نستعیق تحریر نموده است.

منبع بعدی نسخه خطی کتاب مختصر تلخیص المفتاح تالیف سعدالدین مسعود تفتازانی است که کاتب در پایان کتابت نوشته است که آن را در سال 1125 ق در بارفروش تحریر کرده است.

محمدتقی خان حکیم در جغرافیای تاریخی شهرهای ایران (گنج دانش) که در دوران ناصرالدین شاه نگارش شده است. درمورد بارفروش ده می نویسد: بارفروش ده که اکنون بارفروش گویند شهری بندری است از مازندران، چهار فرسخی دریای خزر و معتبر بندری است.

در بدو حال دهی بود که بار از دریای خزر در آن ده آورده ، به فروش می رفته به این نام موسوم گردیده .مردابی نیز دارد که زمین خشکی را در وسط آن شاه عباس باغی و عمارتی متعدد بیرونی و اندرونی و حمام و غیره کرده است. و پل چوبی  از عمارت جزیره وسط  به بیرون قراره داده. بسیار جای باصفای خوبی است و بحرالارم نامند و جلوی آن بحیره و جزیره و عمارت ، که از پل چوبی بیرون قرار آمده، اول وارد می شود به یک چمن، به شهرهم از یک خیابان عریض طولانی سبز مرغزاری باصفا ،بعد به شهر می روند و عبور از این چمن، به شهر هم از یک خیابان عریض طولانی سبز مرغزاری است که قریب چهار انگشت مخمل روی زمین بسته است و انتهای همان خیابان از شهر که گذشت، یک سر خیابان عریض سنگ فرشی است تا فیروزکوه،که اگر این سی، چهل فرسخ را جنگلستان مازندران به تهران این قسم نشده بود، کمتر جانداری در مدت طویلی جان به در برده و به شهر می رسد . از طبرستان به تهران یا از تهران به مازنداران ،از گل و لجن و باتلاق ها که گاهی شده که سوار نابلدی بعضی جاها از راه خارج شده و مال در گل فرو رود.

در ابتدا و تمام این خیابان سنگ فرش قطعاتی که این قسم خراب بوده، زغال از جنگل ها و درخت و کنده های بزرگ سوزانده ریخته و سنگ و آهک پالایش کوبیده، پر کرده جاده و فرش کرده اند و از زیر پا چون راه و جاده های شهر طرفین به نوعی مرتباً اشجار زیادی را بریده اند، که بالای سر هم طاق های بسیار مرتفع سبز خوب از شاخ های اشجار سر هم گذاشته، نیکو عالمی دارد. بیشتر سلاطین صفویه اوقات خود را در آنجاها به سر می برند و میل و عشق زیادی به آن بلاد داشتند.پیداست به چه پایه و مایه این جاها زحمت کشیده مخارج کرده اند.از جمله از رود بابل، راهی از جهت عبور آب به شهر آورده ،از زیر زمین و تمام خانه های بار فروش که خانه ای یک چاه آب خوردن دارد راه به روی بابل رسانده ،به وسعتی که یک نفر راست ایستاده عبور می توان کرد.

زمستان ها راه شهر را گشوده، آب رودخانه به تمام چاه های خانه ها رفته الی بهار همه از آب رود پر رود پر و با آب رود هم کف می ایستد.

بهار راه رود را مسدود کرده ،آب چاه ها پایین رفته ، به حدی معین می ایستد. پس مدت تابستان آب چاه ها به قدری سرد و خنک می شود که محتاج به یخ و برف نخواهد بود. تابستان ها هرگاه هندوانه و خربزه یا لیمو و غیره درآب چاه ساعتی می آویزند، زیاده از تصور سرد می شود.

نادر شاه که درمدت پنج سال، پنج پادشاه قوی را مغلوب کرد، حدود ایران را از طرف شمال تا رود جیحون و از جانب شرق تا نهراتک(اترک) برده بود .ایرانیان امیدوار بودند که او لشکر عثمانی را از سواحل دجله و فرات براند، ولی او ابتدا به انتقام خون برادرش ابراهیم خان که در جنگ انزلی کشته شده بود فکر می کرد. نادر به ابراهیم خان اعتمادی تمام داشت.

نادر برای عزیمت به خراسان به تعجیل از راه مازندران عازم شد. در جنگل بار فروش میانه شهر، وراه سواحل که میانه شهر ،و راه سواحل که میانه جنگل به طرف بادکوبه و غیره الی داغستان ها، از پشت درخت ها گلوله ای به وی انداختند که دست وی را مجروح کرده، به اسب خورد و از پای در آمد و نادر خود را به زمین انداخت و جلو دار از اسب های یدک استفاده کرد. رضا قلی میرزا در آنجا حضور داشت و فی الفور به طلب آن شخص اسب انداخته، جمعی دیگر نیز متابعت او کردند اما به سبب درخت های زیاد ،نتوانستند کسی را پیدا کنند.

در دوره حکومت افشاریه، زندیه و قاجاریه، ذکر بارفروش بسیار به میان می آید. جالب آن که کلمه ((ده)) از آخر آن برداشته شده است و بیشتر نام بارفروش به جای بارفروش ده در کتاب ها مشاهده می شود.

اما غلامحسین فضل الملک در سفر نامه مازندران، اردشیر برزگر در تاریخ طبرستان آورده اند که (بارفروشدیه) یا (بارفروش ده) از سده سیزدهم یعنی از دوره پادشاهی فتحعلی شاه قاجار (باباخان-1212تا 1250 هــ )،به شهر بارفروش تغییر نام داده شده است. ادامه دارد



   نظرات
نام*:
 نظر*:
تصوير امنيتي*:
طراحی شده توسط تیم برنامه نویسی میدا پشتیبانی شرکت شبکه اندیشان (شاناکو)