شنبه 27 آبان 1396
 
 
   
 
 

جدیرین اخبار

پربازدیدترین

 
کد خبر: 274 تاریخ انتشار: 1394-10-03 تعداد بازدید: 615 sendارسال به دوستان
ذخیره
printنسخه چاپی
           

مواضع اصولی یا افراطی!!


شما خوانندگان محترم و صمیمی بابل نامه، شاید عضو برخی گروه های تلگرامی باشید. اما فرصت نکنید همه آنها را بخوانید، یا شاید هم بخوانید. اما لازم است بدانید علاوه بر انسان های اندیشمند، خوشفکر، روشنفکران متعهد و باذوق، فاضل و وارسته ای که در این گروه ها برای اعتلای اخلاقی و اجتماعی جامعه بویژه رشد و توسعه استان و شهرستان خود اظهار نظر می کنند. برخی افراد هم هستند که برای خودنمایی در شبکه های اجتماعی، کارهای ایذایی انجام می دهند. و متاسفانه خودشان را تافته جدا بافته و حتی بالاتر از دیگران می دانند. و مطالب سبک و هجوی را نشر میدهند، تا  به قول معروف نظرها را به خود جلب نمایند. بدون آن که  وجاهت  و صلاحیت آن را داشته باشند. و به مصداق؛ تامرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد، چنین افرادی با بیان قضاوت های سبک و کوته اندیشانه شان خود را در معرض افکارعمومی قرار می دهند که باید به حال و روز آنان تاسف خورد. افرادی با چنین طرز اندیشه  و قضاوت مطالبی را بر زبان و قلمشان جاری می کنند که در حقیقت نفس بر فکر و قلم آنها چیرگی می یابد. و این همان نفس اماره است که همواره در کمین برخی از انسانهاست تا با زائل شدن تفکر صواب و درست اندیشی، آنها را از راه حق منحرف نماید .

 شایان توجه است؛ در حالیکه برخی از دوستان با تماسهای تلفنی، ثبت خانه تاریخی خلیلیان را به نگارنده تبریک گفته اند. متاسفانه چند روشنفکرنما، به شیوه ای نخ نما شده و مذموم، اباطیل و اراجیفی را در یکی از شبکه های اجتماعی علیه این نشریه قلمی کرده اند که نشاندهنده کینه توزی و خشم آنها از تنها نشریه فعال و تاثیرگذار این شهرستان است. تا شاید به زعم باطل شان، چرخ ها و حرکت های رو به رشد بابل نامه را با اشاعه عبارت نشریه ای افراطی کُند نمایند.غافل از آنکه خود با ابراز این نوع تفکر جاهلانه و مذمت شده، نشان دادند که خود افراطی مطلق در مقابل درست اندیشی هستند. آنچنان مغرورانه و ناشیانه قدم را بلند برداشته اند که به جای قانون مطبوعات، برای ما تعیین تکلیف کرده اند که چه مطالبی را بنویسیم یا ننویسیم!!!

در جواب دوستان عزیزی که اطلاع رسانی کردند و خواستار پاسخگویی محکم به تهمت ها شده اند. تا درس عبرتی برای تأدیب گروه گراها باشد، ضمن تشکر از الطاف کریمانه  کسانی که مدافع مواضع اصولی این نشریه هستند، و یا حتی افرادی که به دلایل سیاسی و عقیدتی احیاناً مخالف ذاتی ما هستند. به اطلاع می رسانیم که چنین افرادی در ابراز عقیده شان آزاد هستند، و هر نظری برای آنها صائب و محترم است. نوشتن ما هم نمی تواند آنها از نگرشی که دارند باز دارد. اما می تواند ذهن های مریض را هوشیار نماید که در موضع گیری ها اینگونه بی گُدار به آب نزنند و خودشان را رسوا نکنند.

نشریه رسالت مهمتری دارد که ما باید به تکلیف مان عمل کنیم، اگرچه ما را اهل افراط یا تفریط بدانند. ما باید نزد خداوند سبحان پاسخگوی اعمال و نیت مان باشیم و لاغیر. امثال شما روشنفکر نماهای میان تهی چکاره این مملکت اسلامی هستید که برای یک نشریه تعیین تکلیف می کنید؛ که چه بنویسد و چه ننویسد. یا چرا نوشته و برای چه نوشته است!!

اینگونه ابراز نظرها در یَد فهم و مسئولیت بی مسئولیت امثال شما نیست. قانون چه می گوید، و شما چه می گوئید؟ آیا شما قانون را هم می توانید مثل ابراز سلیقه شخصی قبول نداشته باشید؟ ایضاً که قانون شما را قبول ندارد. زیرا بر اساس اصل 24 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ؛ نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر آنکه مُخل به مبانی اسلام یا مُخل حقوق عمومی باشند. تفصیل آن را قانون معیّن میکند.

براساس ماده 2 قانون مطبوعات؛ رسالتی که مطبوعات به عهده دارند عبارت است از: روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم در یک یا چند زمینه. پیشبرد اهدافی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بیان شده است. تلاش برای نفی مرزبندی های کاذب و تفرقه انگیز و قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل یکدیگر مانند: دسته بندی مردم براساس نژاد، زبان، رسوم، سنن محلی و ... مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری( اسراف، تبذیر، لغو، تجمل پرستی، اشاعه فحشاء و...) و ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضائل اخلاقی. و در ماده 4 قانون مطبوعات نیز آمده است: هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای چاپ مطلب یا مقاله ای در صدد اعمال فشار بر مطبوعات برآید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت کند.

همچنین در ماده 6 این قانون آمده است: نشریات جز در موارد اخلال به مبانی و احکام اسلام و حقوق عمومی و خصوصی، آزادند.

به اطلاع مبارکتان برسانیم؛ اگر ما مجیزگویی می کردیم، هرگز در مدت 7 سال گذشته بیشترین شکایت ها در سطح استان در بین نشریات محلی از ما نمی شد. و یا یارانه به اصطلاح کاغذ نشریه ما را که  مبلغ بسیار جزیی و ناچیزی است و فقط  هزینه حدود یک ماه نشریه را تامین می کند، به بهانه واهی نداشتن نیروی بیمه ای در دو دوره متوالی قطع نمی کردند. (نشریه ای که بخاطر مشکلات مالی و عدم پرداخت هزینه های آگهی توسط برخی مسئولان و ادارات که متاسفانه به صورت فرهنگ غلطی در آمده است و توان اداره خودش را ندارد. چگونه می تواند چند نیروی بیمه ای استخدام کند؟)

در اینجا به اطلاع گروه گراهای مُغرض یا کم اطلاع و نا آگاه، که تحت تمایل تفکرهای جناحی و گروهی، از دل برداشتهای ناصوابی از عملکرد خالصانه این نشریه دارند می رسانیم، که بابل نامه بر اساس موازین مسلّم مندرج در قانون مطبوعات و زیر نظر وزارت ارشاد و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران فعالیت دارد. این نشریه از نظر تعداد چاپ به صورت مسلسل و پیاپی با چاپ 49 تا 50 شماره از 52 هفته ممکن در طول سال، بدون وابستگی به جناح های سیاسی چپ و راست که بیش از منافع مردم و انقلاب در فکر امیال و منافع گروهی هستند. مقتدرانه به فعالیتش ادامه می دهد و هرگز متهم به افراطی گری نشده است. و از نشریات پربار فرهنگی استان محسوب می شود و با اینکه نیروی کار ندارد اما مطالب تولیدی و غیر سایتی آن، بیش از سایر نشریات محلی استان است.

 باتوجه به اینکه این نشریه بخاطر عدم همکاری و احساس مسئولیت نکردن برخی مسئولان شهری، تاکنون توان جذب خبرنگار و نویسنده و تجهیز امکانات برای نشریه را ندارد و با مشکلاتی روبروست. محل محقرانه و پرتی را در گوشه ای از یک محله قدیمی برای استقرار دفتر نشریه  برگزیده است تا بتواند به فعالیتش ادامه دهد. هیچ یک از مسئولان این شهرستان و اعضای شورای اسلامی شهر و نمایندگان مجلس که متاسفانه هنگام برگزاری انتخابات برای اخذ آرای مردم، تصاویر پل محمد حسن خان و برج دیدبانی کاخ سابق را پشت عکس هایشان مزیّن می کنند تا خودشان را دوستدار بابل معرفی کنند، در واقع هیچ اراده عملی حداقل برای مساعدت به ارتقاء فرهنگ این شهرستان که مطبوعات بعنوان رکن چهارم دموکراسی پس از قوای سه گانه مهمترین آن محسوب می شود، ندارند. و ما را دیگر امیدی به همکاری و همدردی آنها نیست.

شورائیان، هزینه های سنگینی برای برگزاری انواع و اقسام جشنواره های کذایی برای کسب آرای مردم در نظر می گیرند و آن را مصوّب می کنند. اما چون صاحبان نشریات محلی در این شهر بسیار معدود هستند، پس نیازی به حمایت از آنان احساس نمی شود. و فکر می کنند با این روش رأی زیادی را از دست نمی دهند.

هم اکنون شهرداری بابل چند میلیون تومان بابت درج آگهی های شهرداری به بابل نامه بدهی دارد. و نیز از پرداخت هزینه رپرتاژ برخی اعضای شورای شهر نیز استنکاف می ورزد. و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. هرچه بگوئیم و بنویسیم تکرار مکررات است و همچون آب درهاون کوبیدن، و مشت بر سنگ زدن است. ماجرا را ختم به خیر می کنیم.اما توکّل مان را بر عنایات حضرت حق تعالی قرار می دهیم و مأیوس از کَرم و الطاف الهی نیستیم.

در باره تهمت ناروایی که روشنفکرنماها به این نشریه زده اند باید اذعان کرد؛ یکی نیست به این منوّر فکرها بگوید که با چه دلیل و برهانی، خود خواهانه یک نشریه مستقل و بدون وابستگی گروهی به جریان های رایج سیاسی، را که با حداقل امکانات در میان انبوه ناجوانمردی ها و بی مهری ها در حال فعالیت است. و مشی و مرامش به صراحت دفاع از دستاوردهای انقلابی است که هزاران شهید تقدیم این انقلاب مردمی و اسلامی شده است. و همواره سعی کرده است از مواضع بحق امام راحل (ره) و رهبری انقلاب دفاع کند، تهمت افراطی می زنید.

 آنها اگر کمترین انصاف را داشتند، می توانستند از بابل نامه بعنوان نشریه ای که توانسته است بیشترین مقاله ها و انتقادها را از مسئولان در کم کاری ها و عدم تحرک در اجرای طرحهای عمران و آبادانی درج نماید. و یا در آخرین مورد، به صورت اختصاصی از اوج تخریب های داخل خانه تاریخی خلیلیان عکس های اختصاصی و گزارشهای مصوّر تهیه کرده و آن را منتشر کند، تشکر نمایند. که این خصیصه ظاهراً در این افراد کینه توز که از دل نابینا هستند وجود نداشت. و یا علاقه ای به میراث فرهنگی ندارند و شاید گروه پرستی حرف اول و آخر شان باشد.

در این میان خواننده محترمی نیز داریم که از مخالفان سرسخت نشریه است. او در پی درج هر مطلبی که از نماز و حجاب و روزه و مسائل عقیدتی در آن باشد با پیامک و تلفن بر ما ایراد می گیرد که چرا به این مسائل می پردازیم و مطالب مهمتری در جامعه داریم. در حالی که همین مسائل از فروع دین و اعتقادات ما است و نباید آن را بی اهمیت تلقی کرد. مگر امام حسین(ع)  برای نماز نجنگید و در شب عاشورا فرصت را غنیمت نشمرد و با خدا به راز و نیاز و نماز سپری نکرد؟

همانگونه که به این خواننده هشدار دادیم؛اگر بابل نامه خواسته او را تامین نمی کند مجبور به مطالعه این نشریه نیست و بجای اذیت کردن خود و دیگران، نشریاتی را مطالعه نماید که بتواند خواسته او را از هر جهت برآورده نماید. حال به این گروه پرست ها که خدمات بابل نامه در هفت سال گذشته را به راحتی نادیده می گیرند و یا چشم دیدن آن را ندارند و سنگ گروه را به سینه می زنند،هشدار می دهیم؛ هرگز با بیان انواع توهین و تهمت و افترا، بابل نامه از مسیر حقّی که در پیش گرفته است و همانا دفاع از اسلام و انقلاب و پیگیری حقوق شهروندی است خارج نمی شود. وهمچنان کانهم بنیانٌ مرصوص، به رسالت فرهنگی خود طبق قانون مطبوعات و سیاست های نظام جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد.

شایان توجه است همانگونه که عنوان شد، برخی خودشان را وکیل مدافع عقاید اکثریت مردم می دانند و به آنچه که خود می اندیشند چنان افتخار می کنند که آن را عین صواب و حق می پندارند. و با اینکه در سنین جوانی، ایام را سپری می کنند اما خود را در تمام زمینه ها مجتهد و اصلح و صاحب نظر می دانند و در شبکه های اجتماعی در باره اکثر مسائل اجتماعی، و سیاسی و عقیدتی و مطبوعاتی بناحق، اظهار فضل می کنند. که انسان عاقل در می ماند چگونه چنین چیزی ممکن است یک فرد تخصص در همه رشته ها را داشته باشد. و متاسفانه با حرمت شکنی های ناروا و ناشیانه که شاید اقتضای شرایط سنی آنان است  برای نگارنده که بیش از سن آنها تجربه خدمت به انقلاب و کشور، با خدمات و آثار مفید فرهنگی و مطبوعاتی دارد. تعیین تکلیف می کنند. و از روی نا آگاهی یا اغراض و روشنفکرنمایی، نشریه را به افراط گری متهم می کنند. بدون آن که معنای لغوی افراط را به مفهوم مطلق درک کرده باشند.

آنها یا قدرت تشخیص عملکرد روشن یک نشریه محلی را ندارید. یا می خواهند با عینک گروه گرایی با دیده حقارت مسائل را توجیه کنند که انکارشان چیزی از ارزشهای یک نشریه مردمی را کم نمی کند.مشروعیت و مردمی بودن بابل نامه بیش از عقده های دل چرکین چند گروه پرست مرتجع است. که بخواهند وانمود کنند این نشریه مردمی نیست.

شما در کجای انقلاب و نظام قرار دارید و برای شهر و استان چه خدمات فرهنگی مفیدی تاکنون انجام داده اید که قیافه حق طلبانه ای به خود می گیرید. این علم غیب را از کجا به عاریه گرفته اید که قهقهه مستانه سر میدهید.آیا فکر می کنید حق مطلق فقط شمائید؟

شما گروه گراها با کدام اصل و معیار و قانون تشخیص داده اید، بابل نامه افراطی است؟ ترازوی شما چگونه است و محل توزین شما کجا قرار دارد؟ و آیا اگر نشریه ای عنوان محلی دارد حق اظهار نظر و تحلیل مسائل مختلف جامعه ای را که در آن زندگی می کند، ندارد؟ چگونه شما که تجربه  و تخصص این کار را ندارید به خودتان اجازه اظهار نظر در باره مسائل مختلف جامعه  را می دهید. و حتی برای یک نشریه نسخه تجویز می کنید. اما یک نشریه و صاحب قلمی که حداقل به اندازه سن شما تجربه و ممارست کافی در این زمینه را دارد و اصولاً کار اصلی و رسالت واقعی هر نشریه بیان واقعیتهای ملموس و پنهان جامعه و هشدار به مردم است ، نمی تواند اظهار نظر نماید؟ مگر شما که خودتان می برید و خودتان می دوزید، سخنگوی آحاد مردم هستید؟ مگر همه مردم فقط شمائید؟

خوب است برای تنویر افکار عمومی در پوچ بودن تهمت های ناروایی که به این نشریه زده اند به بخشهایی از سخنان حجت الاسلام والمسلیمن حسن روحانی امام جمعه محترم بابل در دیدار دست اندرکاران نشریه بابل نامه توجه شود؛

- وقتی بابل نامه را می بینم احساس هویت می کنم، بابل نامه افتخار و شناسنامه این شهرستان است.

- وجود نشریه ای چون بابل نامه برای این شهر لازم بود.

- بابل نامه نگاه ویژه ای به استان،  و به ویژه مسایل مربوط به بابل دارد.

- بابل مشکلات زیادی دارد، اين مشكلات و نارسايي ها یکی دو تا نیست.

- ای کاش بابل نامه 20 یا 25 سال قبل منتشر می شد، تا مسایل منطقه را بیان می کرد و ما امروز این مشكلات را نداشتیم.

- مشکلات ما در این شهرستان، ویژه و مضاعف است.

- مشکلات و موفقیت های ما هم به گونه ای حساسیت زاست.

- وقتی در خطبه ها مسايل را می گویم به من می گویند سیاه نمایی است.

- برخلاف برخی شهرها که خوب رشد کرده اند بابل برعکس گذشته اش، رشدی نداشته است.

- باید برای از بین بردن درد ها، و مسایل و مشکلات منطقه، فریاد بکشیم.

- رسالت ما این است که حقایق را بیان کنیم تا گوش ها با آن آشنا شوند.

- ما طلبه ها و شما مطبوعاتی ها و قلم به دستان باید مسایل خودمان را به مردم برسانیم.

- متاثرم که در برخی مطبوعات و رسانه های استان مازندران، مسایل شهرستان بابل متعمداً بیان نمی شود.

- متاسفانه هر مسئولی كه می آید فکر همان روز و همان دوره است و برای آینده کمتر توجه می شود.

- ذائقه ما بايد انتقاد پذیر باشد، مسئولان دوست دارند حرفهای خوشایند بشنوند، به به و چه چه گفتن بالاترین خیانت است.

حال باید اذعان کرد؛ اگر نشریه ای با توجه به رهنمودهای امام و رهبری و امام جمعه منطقه، مسایل مختلف را با بینش مذهبی بررسی و تحلیل کرد. چون به گرایش فکری شما نزدیک نیست و خوشتان نیامد، به زعم شما افراطی است؟ افراط برای چه و از چه نظر؟

آیا در این نشریه تاکنون موردی را سراغ دارید که ما مردم را دعوت به ارتجاع و واپسگرایی، یا تشویق به بدحجابی و هرزگی و بی بندوباری های رایج درغرب آدمکش که متاسفانه قبله آمال برخی روشنفکرنماها است، توصیه کرده باشیم؟ یا بانوان را به گذاشتن روبند و مردان را به گذشتن کلاه اجباری و... وادار کرده ایم؟ یا در کدام شماره سراغ دارید که مردم را علیه مقدسات و دستاوردهای نظام شورانیده باشیم؟ یا در جای دیگر ادعای تقلب بدون دلیل در انتخابات را مطرح کرده، و مردم را به کف خیابانها سوق دادیم ؟ اگر دیدید و خواندید که ما جریان فتنه را محکوم کردیم، برای آن است که رهبر معظم انقلاب آن را محکوم کرده است. ایشان بیش از 200 بار در سخنرانی های عمومی عوامل فتنه و فتنه گری را محکوم کردند. به زعم شما چون نشریه ای محلی هستیم نباید عقاید رهبری را تبیین و تشریح نمائیم؟ چرا باید سکوت کنیم؟

مگر درجریان انتخابات و کسانی که با بی بصیرتی به فتنه کمک کردند، متعلق به شهر و مکان خاصی بودند؟ آیا مردم  منطقه نبایستی از حقیقت فتنه و فتنه گران آگاه شوند؟ پس چرا شما از بابل نامه بعنوان افراطی یاد می کنید؟ مگر حامی فتنه گران هستید که از چنین تحلیل هایی ناراحت می شوید. در این صورت وای بر شما.

رهبر انقلاب فرمودند: ابتدا باید افراط را تعریف کرد تا مشخص شود افراط و تفریط چیست. اتهام زدن امری ساده، اما خطرناک و گناهی بسیار بزرگ است. صِرف سلیقه شخصی نمی توان کسی را افراطی و یا اهل تفریط یاد کرد. بلکه باید اندیشه ها در ترازوی قرآن و نهج البلاغه و صحیفه قرار گیرد.

ایشان در جای دیگر فرمودند: کسانی که بر ارزشها و اصالتها پای می فشارند به افراطی گری و تند روی متهم می شوند. تا در سایه سکوت آنها و تضعیف تدریجی ارزشها و آرمانها، زمینه تحقق اهداف پروژه نفوذ فراهم شود. اتهامات افراطی گری و تند روی خطاب به بسیج و نیروهای ارزشی، نوع خفیف شده و توام با نفاق همان خطی است که دشمن بی پروا و عیان در انتخابات 88 دنبال می کرد. همان زمانی که مشت چدنی استکبار را زیر دستکش مخملی بیرون آورده بود.

این سئوال را از اتهام زنندگان می پرسیم ؛ شما که خودتان را عالم بر هر مطلبی می دانید، پس وظیفه رسانه در چنین موارد مشکوک که حق و ناحق باهم ممزوج می شوند چیست؟ سکوت و همراهی کردن با فتنه و دشمنان قسم خورده کشور؟ یا پاشیدن تخم نفاق در جامعه؟ یا معرفی جریان نفاق و فتنه و همان مسائلی که رهبری بیان فرمودند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی 19 دیماه 89 یعنی حدود 20 ماه پس از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری و اندکی پس از نخستین سالگرد حماسه مردمی 9 دی، در تشریح ابعاد فتنه و لزوم توجه به ریشه های اصلی آن چنین فرمودند:

«هنوز خيلى جا وجود دارد براى تحليل و تبيين و روشن كردن زوايا و ابعاد اين فتنه‌اى كه دشمن طراحى كرده بود. دشمن محاسبات خيلى دقيقى كرده بود؛ منتها خوب، محاسباتش غلط از آب درآمد؛ ملت ايران را نشناخته بود. دشمن در پشت صحنه، همه‌ چيزها را مشاهده كرده بود. اين كسانى كه شما بهشان ميگوئيد سران فتنه، كسانى بودند كه دشمن اينها را هل داد وسط صحنه. البته گناه كردند. نبايستى انسان بازيچه‌  دشمن شود؛ بايد فوراً قضيه را بفهمد. اگر اول غفلتى كرده است، وسط كار وقتى فهميد، بلافاصله بايستى راه را عوض كند. خوب، نكردند. عامل اصلى ديگرانى بودند كه طراحى كرده بودند، به خيال خودشان محاسبه كرده بودند. به گمان آنها بساط جمهورى اسلامى بنا بود جمع شود؛ نه فقط حقيقت دين، حتّى شعارهاى دينى هم باقى نماند؛ برنامه اين بود. طراحى اين بود كه اگر توانستند قاعده‌ دولت را به شكل مطلوبِ خودشان بچينند، كه بعد از آن، راه حركتشان روشن بود كه چه كار ميكردند؛ اگر هم قاعده‌  حكومت و دولت طبق ميل آنها چيده نشد و برايشان ممكن نشد، كشور را به آشوب بكشانند؛ با خيال خودشان - من يك وقتى گفتم - كاريكاتور انقلاب اسلامى را درست كنند؛ مثل سايه‌هائى كه حركت يك قهرمان را تقليد ميكنند، اداى قهرمانها را، اداى انقلاب را در بياورند؛ برنامه‌شان اين بود. ملت ايران توى دهن اينها زد و بساط اينها را جمع كرد.»

رهبر معظم انقلاب فرمودند: تهمت زدن به یک شخص گناه است، تهمت زدن به یک نظام اسلامی، به یک مجموعه، گناه بسیار بزرگتری است.

 در فتنه همواره حق با باطل مخلوط می شود و شناخت حق از باطل مشکل می شود. لذا مطبوعات باید حامی رهبری و نظام اسلامی باشند. و آن را بر منافع گروهی و شخصی ترجیح دهند. مگر آنکه حامی فتنه باشند و سکوت پیشه کنند. که این در ذات ما نیست و با ششلول بندهای روشنفکرماب که به ارزشهای اسلامی شلیک می کنند مسامحه و تساهل نخواهیم کرد.

اگر موردی غیر از این موارد که برای ما قابل دفاع است، شما مورد دیگری سراغ دارید؟ پس بفرمائید افراطی گری بابل نامه در چه زمینه ای بوده است . آیا شما موضع گیری های اصولی نشریه را که بیان سخنان رهبری است ، افراطی تشخیص می دهید؟  شما که در باره تمام مسائل روز اظهار فضل می کنید چرا قدرت تشخیص تان این قدر نازل و ذلیلانه است ؟

پس به چه دلیلی برای ذکر و شرح اراجیف تان در شبکه های اجتماعی، بیهوده تهمت و افتراء می زنید. مگر این که با ارزش ها و معیارهای مورد تاکید امام راحل و مقام معظم رهبری که ما همواره بر آن تاکید ورزیده ایم، مشکل بنیانی و بنیادی داشته باشید و پتک افراطی گری را بر سرمان می کوبید، تا خودتان را جدای از مردم و روشنفکرماب نشان دهید.

اگر دفاع از مواضع امام و رهبری، در پشتیبانی و حمایت از منطق و اصالت و راهبرد های انقلاب اسلامی با نفی زر و زور و ظلم و تزویز و رشوه و ارتشاء و اختلاس و زشتی ها و پلیدی ها و کژی ها و باند بازی و گروه گرایی و فتنه گری و نظایر آن که بابل نامه در هفت سال گذشته در مقاله های متعدد بر آن تاکید ورزیده است افراط است، پس ما هم افراطی هستیم . در غیر این صورت این انگ های نخ نما شده، ما را از راه مستقیم و اصیل انقلاب اسلامی  و اطلاع رسانی صادقانه به جامعه است باز نخواهد داشت. لذا عِرض خود نبرید.



   نظرات
نام*:
 نظر*:
تصوير امنيتي*:
طراحی شده توسط تیم برنامه نویسی میدا پشتیبانی شرکت شبکه اندیشان (شاناکو)