دوشنبه 3 مهر 1396
 
 
   
 
 

جدیرین اخبار

پربازدیدترین

 
کد خبر: 251 تاریخ انتشار: 1394-10-03 تعداد بازدید: 907 sendارسال به دوستان
ذخیره
printنسخه چاپی
           

گشت و گذاری در پیشینه سینماهای بابل؛


                    سینما متجلی خاطره و فرهنگ ، مظلوم و بدون حامی

            بابل پس از رشت پرتعدادترین سینماهای شمال کشوررا دارا بود

سینما آزادی به زحمت درحال فعالیت است و بارسایر سینماها را به دوش می کشد

                فعالیت سینما در شرایط اقتصادی فعلی مقرون به صرفه نیست

گزارش و تحقیق: صمد صالح طبری

سالها بود که بابل پس از شهر رشت پر تعدادترین سینماهای شمال کشور را در خود دارا بود. اما به مرور زمان از تعداد این سینماها بویژه در سالهای اخیر کاسته شده است. دیگر نشانی از سینماهای تاریخی شهرمان  اهورا مزدا، حکیمی، اوسیک، ایران، زیبا با تراس تابستانی، آذر، سانترال(مهر- انقلاب) با تراس تابستانی اش، داریوش ( استقلال) با تراس تابستانی اش، و پازارگاد (ارشاد) نیست. و حالا همه رخت بربسته اند و تنها سینمای بابل سینما آزادی،همچنان به زحمت در حال فعالیت است و بار سایر سینماها را به دوش می کشد.

امروزه دیگر کسی از سینما که مقوله ای فرهنگی است و بهترین مکان برای تماشای فیلم محسوب می شود حمایت نمی کند. در اثر بی توجهی برخی مسئولان و عدم رغبت مردم به تماشای فیلم در سینما  بخاطر  فراگیر شدن ماهواره ها و سایر وسایل ارتباطی و اینترنت که دسترسی به فیلمها را سهل و آسان کرده است. در صورت تداوم وضعیت فعلی سینما نفسهای آخر را می کشد. مگر اینکه تغییری در روشهای فعلی و حمایت عملی از سینما و سینماداران صورت گیرد. زیرا میزان ارزش مکانی سینماها  چندین برابر بیش از میزان درآمد چند ساله سینماها می باشد.

سینما اهورامزدا که در سال 1308 شمسی در بابل تأسیس شد نخستین سینمای این شهر، و سینما شهرفرنگ( آزادی) که در مرداد 1352 فعالیتهای خود را آغاز کرد. آخرین سینمای شهر بابل است که با تمام مشکلات موجود به فعالیتهای خود ادامه می دهد.

سینما شهرفرنگ که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به نامهای فلسطین و سپس آزادی تغییرنام داده شد. با سرمایه گذاری و تلاشهای محمّد متوسلانی، محمدعلی زرندی و عبدالحسین رحیمی در قطعه زمینی که بایر و محل انباشت زباله بود و گفته می شود متعلق به جعفر صادقیان بود احداث گردید. این سینما که در سال 1351 عملیات ساختمانی آن آغاز گردید با صرف هزینه یک میلیون و دویست هزار تومان در منطقه ای بسیار خلوت و بالاتر از چهارراه شهربانی در خیابان پهلوی( شیهدمدرس) ساخته شد. این سینما نخستین سینمایی بود که در خارج از میدان ایستگاه (17 شهریور) احداث گردید. سایر سینماهای شهر فقط در میدان ایستگاه فعالیت داشتند که بخاطر تجمیع در یک میدان از فروش خوبی برخوردار بودند.

سینماداران وقت یعنی  مرحوم محمد قلی اهرابی و  مرحوم ابوالقاسم معتقدی که سه سینمای مهر، داریوش و پازارگاد را در اختیار و تملک خویش داشتند هرگز موافق احداث سینمای دیگری در بابل نبودند و با آن مخالفت می کردند. به گفته مرحوم مالیانس مالک سینما زیبا یکی از علتهای تعطیلی سینما زیبا مزاحمتها و دعواهایی بود که در این سینما بخاطر تحریک دیگر سینماداران رخ میداد گرفته شد.

اکنون سینما آزادی بعنوان یادگار سینمای نسل قدیم بابل با قدمت 42 ساله پس از تعمیراتی که پس از انقلاب صورت گرفت و با کاهش صندلی ها پذیرای علاقه مندان به هنر هفتم است.

احمد منتظریان مدیر پرتلاش سینما آزادی بابل که در سنین نوجوانی و جوانی و میانسالی با کارگری در عملیات ساخت این سینما کارش در سینما آزادی آغاز کرده است با گذشت بیش از 42 سال هنوز به کارش در سینما عشق می ورزد. اما از مشکلات اقتصادی سینما و عدم حمایت مسئولان از سینما گلایه دارد.

او می گوید:سید محمد جلالیان بنایی ساختمان شهرفرنگ (آزادی) را با معماری آقای قیدی انجام داده است و این سینما از استحکام خاصی برخوردار است. آهن آلات بکار گرفته شده نیز از فروشگاه آهن حسن زاده در خیابان آستانه جنب داروخانه شفاء تهیه و خریداری گردید.

منتظریان معتقد است؛ برای ساختن سینما آزادی زحمات زیادی کشیده شد و مالکان سینما تمام سرمایه  و زندگیشان را صرف آن کردند. در آن ایّام با حدود 20 تا 30 هزار تومان یک خانه با حیاط ساخته می شد. سینما شهرفرنگ سرانجام در مرداد ماه سال 1352 با فیلم ایرانی سراب و با حضور برخی از هنرپیشه های این فیلم افتتاح شد. این سینما نخستین سینمای ممتاز استان بود که دارای سیستم گرمایشی و سرمایشی ارکاندیشین بود . سایر سینماهای استان فاقد آن بودند. بخاط همین مزیت بود که بلیط سینما با درجه ممتاز 50 ریال تعیین شد. بهای بلیط سایر سینماهای استان و بابل 10، 15،20 و 25 ریال بود. در شروع نمایش فیلم پرده ای مخملی به رنگ قهوه ای که از وسط به طرفین سِن باز می شد.

 نخستین مطلبی که نظر تماشاچیان را بخودش جلب کرده بود این جمله بود که بر پرده نقره ای سینما نقش بسته شد؛ اهالی محترم شهرستان بابل این سینما متعلق به شما و شهر شماست لطفاً در حفظ و نگهداری آن با ما همکاری کنید. پرده مخملی سینما توسط همسر محمد متوسلانی آماده سازی شده بود و زیبایی خاصّی به سینما داده بود. در روزهای افتتاح و فعالیت سینما شهرفرنگ مردم به تماشای این سینمای شیک و مدرن می آمدند و از بلیط 50 ریالی آن تعجب می کردند. تعداد صندلی های اولیه این سینما در سال 52 هتصد صندلی بود. یکبار در دوران انقلاب در سال 57 سینما دستخوش آتش شد و پس از انقلاب مجدداً مورد بازسازی قرار گرفت و فعالیتهای خود را آغاز کرد. سینما آزادی توسط سینما شهر یکبار دیگر مورد مرمت اساسی و زیبا سازی قرار گرفت و با کاهش صندلی ها با 430 صندلی فعالیت های خود را ادامه داد.

منتظریان با اشاره به مشکلات و رقابتهای سینماداران بابل گفت: همواره رقابتهایی بر سر دریافت فیلم از تهران و نمایش آن در شهرستانها بین سینماداران وجود داشته است. در بابل نیز اینگونه موارد حاکم بود کمااینکه برای تبلیغات فیلمهای سینما شهرفرنگ در میدان ایستگاه(17 شهریور)، مرحوم مالیانس مالک سینما زیبا بخشی از سردر این سینما  را برای این امر دراختیار ما قرار داده بود. همچنین در وسط میدان ایستگاه در محلی که اکنون دکه مطبوعاتی عموئیان قرار دارد تابلویی برای اطلاع رسانی و تبلیغات فیلمهای سینما شهرفرنگ در نظر گرفته بودیم.تا بخاطر حضور مردم در مرکز شهر و وجود سه سینمای فعال در این میدان ، علاقه مندان به سینما از فیلم بر روی اکران سینما شهرفرنگ که دور از میدان ایستگاه قرار داشت مطّلع شوند. اما عوامل سینمای رقیب یعنی مهر، داریوش و پازارگاد عرصه را بر ما تنگ می کردند و کاغذها و عکسهای سینمای ما را که بر تخته الصاق شده بود پاره می کردند تا شهروندان آن را نبینند. بنده که آن موقع کارگر سینما بودم توسط مرحوم محمد نعیمیان  مدیر سینما پازارگاد مورد ضرب و شتم قرار گرفتم تا نتوانم  نسبت به نصب این امور تبلیغاتی اقدام کنم.

 وی  یادآور شد: اکنون انتظارات صاحب فیلم زیاد است مردمی که به سینما می آیند دوست دارند فیلم خوب و محیطی سالم را شاهد باشند. اما برخی بی دلیل به وسایل سینما و صندلی ها صدماتی وارد می کنند. مسئولان نیز هیچ کمک و مساعدتی به سینما نمی کنند. با این هزینه های سنگین که باید حداقل هشتصد هزار تومان فروش روزانه داشته باشیم تا بتوانیم هزینه های سینما را پاسخگو باشیم ولی هزینه های آب و برق و گاز خیلی بالا است و ما متضرر نیز می شویم. به همین علت فعالیت سینما در شرایط فعلی مقرون به صرفه نیست. زیرا اگر همین مکان تبدیل به واحد تجاری گردد مزایا و سود بیشتری عاید مالک سینما خواهد کرد. لذا بخاطر فشار مالی چندبار نیز تصمیم به تعطیلی سینما گرفتیم.

منتظریان گفت: اتاق مناسبی را تبدیل به نمازخانه کردیم تا در اوقات شرعی مشتریان سینما و دیگران بتوانند از این مکان برای عبادت و نیایش استفاده مطلوب نمایند. اما هیچ سازمانی تاکنون به ما کمک نکرده است تا آن را تجهیز کنیم. و خودم ، چند مهر و قرآن از خانه آوردم. هنوز محل نمازخانه زنانه و مردانه جداسازی نشده است و چادر نماز برای بانوان نداریم.

مدیر سینما آزادی بابل تصریح کرد: با اینکه بهای بلیط سینما 5 هزار تومان است ما آن را 4 هزار تومان عرضه می کنیم تا به مردم فشار وارد نشود. اکنون که  فیلم محمّد رسول الله مدت نمایش آن سه ساعت است قیمت بلیط استثناً  5 هزار تومان است. اما در روزهای سه شنبه که بهای بلیط سینما در کلّ کشور نیم بهاء می باشد افراد بیشتری از سینما استقبال می کنند.

وی با اشاره به وضعیت کارکنان سینما آزادی گفت: افراد زیادی برای این سینما زحمت کشیدند که جادارد از همه آنها از گذشته تاکنون تشکر و قدردانی نمایم. بویژه مجتبی مرتضایی ( برادر خانم عبدالحسین رحیمی یکی از مالکان سینما) ، که مدیری لایق و با درایت بود و تاکید داشت تا کارکنان سینما نیز مشتری مدار باشند و با تماشاچیان بخوبی رفتار کنند. بنده  فعالیتم را با حقوق 240 تومان در ماه شروع کردم و با فروش خوب فیلمها، مدیریت سینما به پاس تلاشهای کارکنان سینما، برنج و خواربار و مواد غذایی و پوشاک و عیدی هم در اختیار کارگران سینما قرار می داد. منتظریان از بهره مندی، بعنوان نخستین آپاراتچی این سینما نام برد. که پس از اوعلی غلامی، سید منوچهر منفرد، رضا عباسی، مسعود حسن پور، و سعید میرزا بابایی از جمله آپاراتچی های فعال سینما آزادی بودند.

وی با گرامیداشت مرحومان سفیدچیان، و حسین شیروانی کنترلچی های سینما آزادی و کسانی که برای پیشبرد امور جاری سینما فعالیت داشتند، گفت: نخستین کنترلچی سینما شهرفرنگ مهدی پور نام داشت که آن ایام از سوی شهرداری تعیین می شدند و همه شب پس از سئانس 9 شب که سینما تعطیل میشد آمار فروش تعداد بلیط ها را استخراج می کردند تا فردای آن روز به شهرداری ارائه دهند. وی افزود: از فیلمهایی که قبل از پیروزی انقلاب در تعطیلات نوروزی در این سینما به معرض نمایش در می آمدند بعنوان پرفروشترین فیلمها، و پس از انقلاب نیز فیلمهای دیوار(هندی)، عقابها، شهر موشها، گذرگاه، میخواهم زنده بمانم ، گلهای داودی، کلاه قرمزی، و اخراجی ها بعنوان آثار پرفروش سینمایی یاد کرد. از کارکنان فعال سینما آزادی سید منوچهرمنفرد در گیشه سینما و فرزندانش سید مهران و سید محمد منفرد می باشند که از سال 82 در قسمت بوفه سینما اشتغال دارند. پرویز بصیر نیز پرسابقه ترین است و کنترلچی این سینما.

رضا عباسی و مسعود حسن پور در اداره آپاراتخانه سینما که اکنون دیجیتالی شده است فعالیت دارند . سینما آزادی اکنون مجهز به سیستم نمایش دیجیتالی فیلم شده است که فیلم توسط  یک فلش از طریق ویدئو پروجکشن نمایش داده می شود. دیگر از آپاراتهای زغالی و لامپی و فیلمهای نگاتیوی خبری نیست که فیلم سیاه یا دچار پارگی شود و اعتراض مردم را در پی داشته باشد. سیستم دیجیتالی این حسن را دارد که فیلم بدون مکث و وقفه با مدت نمایش طولانی همچون فیلم سه ساعته محمد رسول الله یکسره و بدون خدشه،  فیلم را با کیفیت بسیار مطلوب نمایش می دهد. ولی لامپ این سیستم نمایشی بسیار گران قیمت و حدود چهار میلیون تومان است.

شایان ذکر است که در گذشته نام فیلم و هنرپیشه ها، کارگردان، رنگی، نیمه رنگی، سیاه و سفید، اسکوپ و سکوپ با قلم و رنگ قرمز با حاشیه سفید رنگ بر روی شیشه ورودی سینماها نوشته می شد. پس از تعویض فیلم، با تیغ این نوشته ها پاک می شد و نام فیلم جدید بر روی شیشه نوشته می شد. از باسابقه ترین  خطاطان شیشه نویس معصوم نیا با مخفف واژه انگلیسی (پ هفت) که زیر نوشته ها بکار می برد، و پورسلیمان بودند. برای تبلیغات بیشتر در ویترین نمایش عکس و ورودی و گیشه سینما نیز از قلم نوشته بر روی مقوا استفاده می شد . پس از انقلاب و کاهش نمایش فیلم های خارجی، نوشتن بر روی شیشه  و ورودی سینماها نیز منسوخ شد. در آخرین شب نمایش هر فیلم نیز، مقوای سیاه رنگی با نوشته بزرگ  سفید یا زرد و قرمز بر سر در سینما و در ورودی سینما و گیشه نصب می شد که عبارت (آخرین شب) برآن نقش بسته بود تا علاقه مندان بتوانند از آخرین فرصت برای تماشای فیلم استفاده نمایند.

الصاق عکس های هر فیلم در ویترین سینماها ظرافت خاصّ خود را داشت و مدیران سینماها در انتخاب بهترین عکسها که بتواند تماشاچیان بیشتری را جذب سینما نماید دقت و نظارت داشتند. بعنوان مثال سید محمد نعیمیان مدیر باتجربه سینما پازارگاد خود در نصب عکسها شرکت می کرد و در برخی فیلمها بعلت بزرگ بودن ویترین این سینما، عکسهای فیلم اتللو را به همان صورت شکل و نوشته (اتللو) نصب می کرد و برای تنظیم عکسها چندبار پونز عکسها را در می آورد و عکسها را جابجا می کرد.

سید محمد جلالیان شخصی که امور بنایی سینما شهرفرنگ را انجام داده است می گوید: سینما مهربابل که به انقلاب تغییر نام داده شد قبل از ساخت سینما کارخانه پنبه پاک کنی بود که متعلق به مرحوم مقیمی بود. سینما داریوش(استقلال) زمین بایری بود که با سرمایه محمد قلی اهرابی و معماری مرحوم تندست تبدیل به سینما گردید. در مکان سینما پازارگاد (ارشاد) مسافرخانه برادران حسن و حسین نفتی قرار داشت که با سرمایه معتقدی و اهرابی تبدیل به سینما شده بود که هم اکنون دو سینمای استقلال و انقلاب تخریب شدند و سینما ارشاد تعطیل است. جلالیان یادآورشد: در سالهای 51 و 52 که عملیات ساختمانی سینما شهرفرنگ  انجام می دادیم این زمینها که متعلق به جعفر صادقیان و بایر بود محل ریختن زباله بود. آب نداشتیم و برای ساختمان سازی آب را از آتش نشانی می آوردیم. پی کنی سینما با تلاش بسیاری انجام شد و حدود 4 متر کنده کاری گردید تا به زمین بکر رسیدیم. قمیت آجر دانه ای 1 ریال، بلوک 5 تومان، سیمان پاکتی 2 تومان بود و برای سالن انتظار خیلی زحمت کشیده شد. محکم کاری زیادی بر روی پایه های سینما انجام شده بود با سنگهای قلوه ای بتن کاری و آرماتور بندی شد و تا سالها این سینما مقاوم خواهد بود.

پرویز بصیر پیش کسوت و قدیمی ترین کارگر سینماهای استان و شهرستان بابل است. که با هفتاد و هشت سال سن هنوز هم با شور و شوق بسیار بعنوان کنترلچی سینما آزادی بابل در حال فعالیت مفید است. او می گوید: متولد سال 1316 شمسی است که از دوازده سالگی با کارگری وارد سینما شده است. بصیر، کارش را از سال 1328 در سینما ایران بابل که بعداً به سینما زیبا تغییر یافت آغاز کرد. پس از سینما زیبا به سینما داریوش(استقلال) و سینما پازارگاد( ارشاد) رفت. و با تعطیلی سینما ارشاد، مدت 16 سال هم در سینما آزادی فعالیت دارد. وی علت این تداوم کارش را علاقه به سینما می داند و خود را عاشق سینما می داند. بصیر در باره وضعیت سینما در سالهای دور می گوید: آن موقع که در سینما ایران و زیبا کار می کردم، فیلمها دوبله به فارسی نبودند و زیر نویس با صدای اصلی پخش می شد. کارخانه چراغ برق قدیم بابل که در بی بی آسیه خاتون قرار داشت، قدرت تولید برق زیادی نداشت و آن زمان بخاطر دادن برق به سینما زیبا قادر نبود به خانه های زیادی برق رسانی کند. ولتاژ تولید برق در این کارخانه بسیار کم بود و نور برق مصرفی مردم در حال نوسان یا خاموشی می شد.

 مدتی هم تابلو گردان سینما بودم و تابلو حاوی تبلیغات فیلمهای بر روی پرده را در سطح شهر می گرداندم. و هر چند وقت یکبار در جاهای شلوغ شهر می ایستادم و تابلوها را در معرض دید مردم قرار می دادم. برخی نیز داستان فیلم را از من سئوال می کردندو سئانس نمایش فیلمهای بعدازظهرها بود و من از صبح تا ظهر این کار را انجام می دادم. بعداً مکانهای ثابتی بصورت تابلو در نقاط مختلف شهر نصب گردید و در دو طرف تابلو فیلمهای سینماهای سانترال(مهر- انقلاب)، داریوش( استقلال)، و پازارگاد( ارشاد) که متعلق به اهرابی و معتقدی بود تبلیغات فیلمها با عکس و پوستر و یا نوشته با سریش بر روی تابلوهای تخته ای می چسباندند. بصیر با در دست گرفتن ظرف حاوی سریش پوستر و عکسهای تبلیغاتی فیلمها راعلاوه بر تابلوها بر روی دیوارهای شهر نیز نصب می کرد. مدت بعددر سینما پازارگاد متصدی دمِ در و کنترلچی شد. وی مدتها هنگامی که سینماهای سانترال(مهر) و داریوش( استقلال) بصورت همزمان یک فیلم پرفروش را نمایش می دادند. با سرعت باید حلقه های فیلم را بین دو سینمای مذکور که حدود 5 دقیقه زمان می برد بر دوش می گرفت تا به نمایش برساند و وقفه ای در هیچکدام از سینماها بوجود نیاید. معمولاً سئانس سینما داریوش نیم ساعت زودتر از سینما سانترال آغاز می شد و پس از پایان نمایش حلقه اول، وی باید بسرعت آن را به سینمای بعدی انتقال می داد. این وضعیت تا چند روز ادامه می یافت و با افت فروش فیلم، نمایش آن در سینما داریوش متوقف می شد. مدت نمایش هر فیلم بستگی به فروش آن از یک تا دو هفته بود. و فیلمهای پرفروش مدت بیشتری بر روی اکران بودند.

بصیر در ادامه گفت: مدیر سینما ایران سابق محسن گلباغی بود. برای اداره سینما نیز از فراش های مدارس شهر (خدمتگزار) استفاده می شد. ازجمله سید مرادی، احمد شهپرست از دبیرستان شاهپور، مولودی، محمد علی رحمدل که به صورت فوق العاده در سینماها کار می کردند. وی از چند کنترلچی سینماها به اسامی هرمز، کرباسچی، سفیدچیان و... نام می برد. از آپارتچی ها نیز نامهایی همچون  باریس آپاراتچی سینما ایران ، علیشاه آپاراتچی سینما سانترال، جهانگیر اهل تهران که اولین آپاراتچی سینما پازارگاد بود. هوشنگ اشراقی آپاراتچی سینما داریوش، اصغر آپاراتچی، حسن پورباقر معروف به حسن آپاراتچی در سینما پازارگاد، محمد رحیمی آپاراتچی سینماهای مهر، داریوش و پازارگاد، منوچهر رحیمی آپاراتچی سینما مهر، به یاد دارد. از مدیران سینماهای بابل نیز از  محسن گلباغی مدیر سینما ایران، مالیانس مالک و مدیر سینما زیبا، سید محمّد نعیمیان مدیر سینما پازارگاد، هوشنگ پازوکی مدیر سینما داریوش معروف به سینما اهرابی، حسین بلوریان و محمود کرباسچی، و حسین شیروان مدیران سینمای معروف به سینما معتقدی، در ایامی نام سینما انقلاب،(سانترال، مهر، و انقلاب) بود، مجتبی مرتضایی  و احمد منتظریان مدیر سینما شهرفرنگ ( آزادی) بودند.

از کارکنان سینماهای بابل از گذشته تاکنون می توان از اسفندیار کشتکار، طهمورث ، مشهدی محمد آقا ذاکری، علی و رضا یداللهی، اسماعیل طبری، حسین اقتناعی، ابراهیم نترسه ، حسین صداقتی یاد کرد. بصیر در پایان گفت: وقتی سینما استقلال را تخریب کردند رفتم بر صحنه تخریب سینما و گریه کردم. این سینما همچون خانه ای برای من بود و همراه با زن و فرزندم زحمات زیادی برای این سینما کشیدم.



   نظرات
نام*:
 نظر*:
تصوير امنيتي*:
طراحی شده توسط تیم برنامه نویسی میدا پشتیبانی شرکت شبکه اندیشان (شاناکو)