شنبه 27 آبان 1396
 
 
   
 
 

جدیرین اخبار

پربازدیدترین

 
کد خبر: 244 تاریخ انتشار: 1394-10-03 تعداد بازدید: 595 sendارسال به دوستان
ذخیره
printنسخه چاپی
           

نابودی اراضی کشاورزی، نابودی سرمایه ملی


در خبرها آمده بود که دهها هزار ویلا در شمال، زمینهای مرغوب کشاورزی را نابود کرده است. رئیس سازمان امور اراضی کشور گفت: متأسفانه روستاها جولانگاه ساخت و ساز غیرمجاز شده و به بهانه طرح هادی، بورس بازی انجام می شود.

وجود ۴۰ هزار ویلا در مناطق اطراف تهران مانند دماوند و لواسان و دهها هزار ویلا در استان‌های شمالی به‌ویژه مازندران و گیلان سبب از بین رفتن زمین‌های درجه یک کشاورزی شده و نه تنها ارزش افزوده‌ای ایجاد نکرده، بلکه بخشی از تولید کشاورزی را هم از بین برده است.

وی با اشاره به این‌که طرح هادی مربوط به داخل روستاست نه خارج آن، افزود: درصدد هستیم قانون جدیدی ایجاد کنیم تا هر کس که به دنبال خانه دوم یا تفریحگاه است، هزینه‌های لازم را بپردازد. در واقع باید آن قدر هزینه‌های این کار بالا رود که نگذاریم تخریب زمین اتفاق بیفتد و تخلفات مختلف رخ دهد.

افشار خاطرنشان کرد: در ۵ دهه گذشته به‌ویژه در ۲ـ۳ دهه اخیر یک میلیون هکتار از اراضی کشاورزی تخریب و به کارخانه، شهر، روستا، ویلا یا مراکز مختلف تبدیل شده است. در صورتی‌که با جلوگیری از سوء استفاده‌ها نظارت بیشتر بر مجوزها و اجرای طرح‌های هادی،‌ می‌توانستیم مانع این تغییرات شویم.

 

وضعیت تاَسف بار تبدیل زمین های شالی زاری به واحدهای تجاری و مسکونی و بویژه ویلاسازی در استانهای شمالی از جمله مسایل پر دردی است که هر روز تکرار می شود.

 همه شعار می دهند که جلوی این کار باید گرفته شود. اما مشخص نیست که چه کسانی باید جلوی قلع و قمع زمینهای مرغوب و حاصلخیز کشاورزی را بگیرد. و اگر مسئولان ذی ربط توانسته اند جلوی تغییر کاربری های غیرمجاز  را بگیرند. پس چرا شاهد افزایش تغییرات گسترده در کاربری این زمینهای مرغوب هستیم؟

ویلاسازی لطمات فراوانی به زمین های بکر کشاورزی وارد کرده است. همواره شاهد رشد قارچ گونه ویلاهای یک یا چند طبقه در اراضی حاصلخیزی هستیم که به جای شالیزارها  در منطقه خودنمایی می کنند.

این ویلاسازی ها که ابتدا از غرب استان آغاز شده است اکنون به تمام نقاط مرکزی و شرقی استان، و در سطح جنگلها و اراضی پایین دست و بالادست و حتی کوهستان ها و مراتع خوش آب و هوا نیز تسری یافته است.

شهرها، روستاها و بخش های کوچک استان از نظر ویلاسازی به حد اشباع رسیده اند. در کنار این ویلاسازی ها وجود بنگاههای معاملاتی شرایط فروش زمین ها و ویلاها را در معرض چشم های مردم و سرمایه داران قرار می دهند تا هر چه زودتر به ثروتهای بادآورده برسند، که نتیجه آن جز نابودی زمین های بکر کشاورزی نیست. حتی کشاورزان و روستائیانی که در گذشته از این زمین های کشاورزی به عنوان یادگار گذشتگان به دیده احترام و تقدس به آن می نگریستند. اکنون خود پیشقدم شده اند و با تفکیک زمین های اجدادی، بالاترین سرمایه مادی و معنوی شان را  به سهولت در معرض فروش سرمایه داران قرار می دهند.

انبوه سازان و ویلاسازان از مشتریان دائمی و پرو پا قرص این نوع زمین های کشاورزی هستند که در سکوت دهشتناک برخی مسئولان سرمایه های ملی مان رابه یغما می برند تا به سودهای کلان بادآورده دست یابند.

مازندرانی ها که باید بخش قابل توجهی از محصولات  برنج و مرکبات ساکنان استان و کشورمان را تامین کنند. اکنون با افزایش رو به تزاید ساخت و سازها در اراضی کشاورزی آینده ناخوشی را پیش روی خود دارند، که ضرر و زیان آن علاوه بر ساکنان منطقه، نصیب تمام کشور خواهد شد. مازندرانی ها با این سیاست در پیش گرفته، و فروش سرمایه ملی کشور، نه تنها به ثروت و سرمایه پایداری دست نمی یابند. بلکه پس از مدتی که پولهای حاصل از فروش زمین های شالیزاری و باغ های مرکبات به اتمام رسید باید دنبال شغل های کاذب برای سیر کردن شکم خود و خانواده شان بروند. علاوه بر این سرایداری باغات و ویلاها و مجتمع های تجاری و مسکونی  متاسفانه به یکی از شغل های رایج فروشندگان زمین های کشاورزی در مازندران تبدیل شده است . از طرف دیگر  فروش زمین و تبدیل آن به ویلا ، فرهنگ وارداتی و بی بند و باری در این مناطق را نیز افزایش می دهد که  این رویه با خلق و خوی مذهبی مازندرانی ها  به شدت بیگانه است. ترافیک و انباشت زباله در جای جای مناطق سرسبز جنگلی و جلگه ای و سواحل دریای مازندران و شیوع مسایل منکراتی و ضد اخلاقی و ترویج  بی اخلاقی ها و ... از دیگر ضایعات شوم تبدیل اراضی کشاورزی در استان مازندران است.

البته ساخت و ساز واحدهای مسکونی در زمین های کشاورزی و کوهستانی در سایر نقاط کشور هم رواج یافته است. اما به علت مرغوبیت زمینهای قابل کشت در شمال کشور مخرب نمی باشد. این ساخت و سازها همچنین آرامش روانی ساکنان منطقه را  نیز برهم زده است و  اهالی دیگر قادر نیستند شب و روز آرامی را همچون گذشته شاهد باشند.

از دیگر علتهای نابودی زمین های کشاورزی،  برخی سیاست های  غلط دولت مبنی بر تبدیل روستاهای مرکز هر بخش به شهر بوده است. که در اجرای این سیاست غلط با تبدیل یک روستای کوچک به یک نقطه شهری به عنوان مرکز بخش، و تاسیس شهرداری در این روستاهای به ظاهر شهرنما،  به اجبار برای اداره شهرداری  می بایستی چند روستای اطراف را نیز به شهر  مرکز بخش ملحق  نمایند تا با گسترش  مساحت  و محدوده آن شهر بتوانند  با کسب درآمد از محل عوارض و صدور پروانه ساختمانی،  برای اداره شهرداری و کارکنان آن، هزاران هکتار دیگر از زمین های کشاورزی  باید از حالت کشت و کار و دامداری خارج  شوند و جای آنها را کوچه و خیابان و میدان و واحدهای تجاری و مسکونی جدید و واحدهای اداری و شهرداری و... ایجاد گردد. نگاهی به شهرهای تازه تاسیس در استان بخوبی مؤید این حقیقت تلخ است که خودمان با دست خودمان داریم زمینهای مرغوب کشاورزی مازندران و یا شمال کشورمان را نابود می کنیم . چه اجباری دارد که زمینهای شالیزاری تبدیل به جاده و خیابان و میدان و تاسیسات شهری شوند؟ هدف از توسعه کمی شهرها چیست و چه سودی به حال مردم و کشور دارد؟

لذا باید اذعان کرد؛ این رویه، در تبدیل روستاها به شهر، حداقل در استانهای شمالی بخاطر کمبود زمین و حاصلخیزی آن به شدت غلط و زیان بار است و جز مرگ زمین و نابودی کشاورزی نتیجه ای در بر ندارد.

برخی کشاورزان علت فروش زمین های کشاورزی بویژه در نزدیکی جاده های اصلی را، مقرون به صرفه نبودن کشاورزی و هزینه های بالای تولید و پایین بودن قیمت محصولات کشاورزی و فرآورده های کشاورزی و دامی می دانند.

کشاورزان هزینه های کاشت، داشت و برداشت را بالا می دانند و معتقدند هنگام برداشت محصول، برنج خارجی انبارها و بازارهای مصرف را پر می کند و کشاورزان قادر به تامین مخارج تولید برنج نیستند و ارزان تر بودن قیمت برنج های وارداتی، موجب متضرر شدن کشاورزان منطقه می شود. دولت هم معقتد است برای متعادل کردن قیمت برنج به عنوان غذای اصلی مردم نیاز به وارد کردن برنج ارزان از کشورهای خارجی است.

بی توجهی دولت و عدم برخورد قاطع با خاطیان موجب شده است تا تغییرات کاربری های غیر مجاز در عرصه های ملی و خصوصی هر روز ابعاد گسترده تری یابند.

تمام این مسائل ریز و درشت که بخشی از آن ناشی از بی تفاوتی برخی مسئولان است. از سوی دیگر ارزش بالای زمین در مازندران بخاطر قرار گرفتن در نقاط خوش آب و هوای دشتی و کوهستانی ، مقرون به صرفه نبودن کشاورزی و دامداری ، عدم حمایت مناسب دولت از این تولیدکنندگان پرتلاش ، عدم قاطعیت مسئولان در برخورد قاطعانه با تغییر کاربری و... همه و همه  دست به دست هم داده اند تا در نابودی اراضی بکر کشاورزی استان مازندران شتاب بیشتری صورت گیرد.

علاوه بر زمین های شالیزاری، اکنون مراتع و جنگلهای استان مازندران نیز شاهد افزایش ویلاسازی است. به گفته کارشناسان ذی ربط، براساس ماده 55 قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع، هرگونه تعرض به عرصه های جنگلی و مرتعی و بیشه ها ممنوع است و برطبق مقررات مشمول مقررات قانون جلوگیری از تصرف عدوانی خواهد بود. اما با وجود این قانون، تصرف مراتع و جنگل ها از سوی افراد حقیقی و یا حقوقی ادامه دارد. به گفته کارشناسان ضعف قانون، بالا بودن قیمت زمین های منطقه و فساد اداری از جمله عوامل تخریب و نابودی مراتع و جنگلهاست.

نابودی مراتع و جنگلها علاوه بر نابودی منابع ملی موجب بروز خسارات عمده ای به نقاط بالادست و پایین دست خواهد شد. عدم قاطعیت در پی گیری و جرایمی که بتوانند بازدارنده باشند در نابودی این منابع موثر به نظر می رسند.

 از جمله دلایل کاربری زمین های کشاورزی در استان، عوامل اجتماعی، اقتصادی و پایین بودن سوددهی محصولات کشاورزی، بالارفتن سن کشاورزان و عدم استقبال جوانان به کشت و کار، توسعه شهرنشینی در روستاها، افزایش ساخت و سازها و ایجاد جاده های جدید، و جاده های کمربندی،  از جمله عوامل موثر در رشد تغییر کاربری های زمین های بکر کشاورزی در مازندران است.

باید توجه داشته باشیم که این زمینها  اگر چه متعلق به اشخاص هستند  اما یکی ثروت ملی محسوب می شوند  که  این ثروت ملی باید در راستای حفظ و تامین منافع ملی به کار گرفته شود تا کشور به بیگانگان وابسته نشود. و اگر ما می خواهیم برای مقابله تا تحریم های ناجوانمردانه دشمنان مان به اقتصاد مقاومتی متوسل شویم چاره ای جز حفظ زمینهای مرغوب  نداریم. آگاهی دادن به مردم بویژه نسل جوان روستایی که کمتر تمایل به کشت و کار دارند می تواند بر اهمیت موضوع اضافه نماید. تغییرهای کاربری غیرمجاز زمین های کشاورزی و اراضی جنگلی موجب مرگ زمین، نابودی محصولات کشاورزی، و افزایش میزان وابستگی به بیگانگان، افزایش بیایان ها و تخریب محیط زیست خواهد شد.

تاکنون آمار مشخصی از نابودی اراضی کشاورزی و مرگ زمین در مازندران گزارش نشده است. زیرا اگر آمار خاصی هم در این مورد وجود داشته باشد بر اثر افزایش ساخت و سازها در روستاها و روستاهایی که به اجبار و با مصوبه ای غیرکارشناسانه تبدیل به شهر شده اند و نیز  افزایش ساخت وسازها در حاشیه شهرها،  روند تخریب اراضی کشاروزی و نابودی زمین را تسریع کرده است. با این اوصاف هم مردم و هم مسئولان می گویند چرا جلوی تغییر کاربری ها گرفته نمی شود. اما جواب درست را کسی نمی داند.

و تبدیل هر روستا به شهر در مازندران، به اجبار نابودی کشاورزی و دامداری و صنایع جانبی آن را نیز به همراه دارد. این سیاست ناروا و نسجیده که مشخص نیست براساس چه توجیهاتی تصمیم گیری و اجرایی شده است. عده زیادی  از کشاورزان و دامداران و تولید کنندگان فرآورده های کشاورزی و دامی  در مازندران را از حالت تولید کننده  که شغل اصلی آنهاست  باز داشته،  و به فروشندگان و مصرف کنندگانی تبدیل می کندکه مشخص نیست آینده شغلی این کشاورزان و دامدارانی که با تبدیل روستای شان به شهر باید فروشنده زمین و دام باشند، چه خواهد شد.

آیا باز هم باید انتظار داشت ما در کشاورزی و فرآورده های کشاورزی و دامی به خودکفائی برسیم؟ در چنین شرایط بغرنجی  مشاهده می کنیم که  بخش وسیعی از زمین های کشاورزی بین شهری استان مازندران به صورت  بی رویه ای از حالت کشت خارج می شوند. و کسی هم یارای جلوگیری از این نابودی ثروت ملی نیست و هیچگونه آثاری از توقف و یا حتی کاهش تغییر کاربری زمین های کشاورزی در مازندران مشاهده نمی شود. به طوری که این تغییر کاربری های غیر مجاز موجب شده است تا فاصله بین شهرهای استان که در گذشته شاهد مناظر زیبای دشت و شالیزار بودیم هم اکنون تبدیل به قطاری از واحدهای تجاری و مسکونی بی قواره ای شوند که  در انظار چشمها و بیش از آن دلها را آزار می دهند. و همانگونه که با ایجاد ویلا و شهرک و واحدهای تجاری بین شهرهای ساحلی استان، دیگر نمی توانیم سواحل زیبای دریای مازندران را ببینیم، در آینده ای نه چندان دور در فواصل شهرها نیز اثری از شالیزارها نخواهد بود.



   نظرات
نام*:
 نظر*:
تصوير امنيتي*:
طراحی شده توسط تیم برنامه نویسی میدا پشتیبانی شرکت شبکه اندیشان (شاناکو)