جمعه 3 تير 1401
 
 
   
 
 

جدیرین اخبار

پربازدیدترین

 
کد خبر: 205 تاریخ انتشار: 1394-08-21 تعداد بازدید: 1961 sendارسال به دوستان
ذخیره
printنسخه چاپی
           

سینمادرشمال


سینما در شمال ایران

سینما در استانهای گیلان و مازندران که در گذشته شامل گلستان فعلی نیز بود. از وضعیت نسبتاً خوبی برخوردار بود.

 

سینما در استان گلستان

با وجود جمعیت بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در گلستان، فقط ۳ سینما با ۵ سالن در این استان فعال است.در حال حاضر فقط در گرگان، گنبدکاووس و آزادشهر سینمای فعال وجود دارد و در بقیه شهرهای استان سینمایی وجود ندارد و یا سینماهای آن غیرفعال است.مینودشت، کلاله، رامیان، مراوه تپه، خان ببین، دلند و گمیشان شهرهایی است که با وجود قدمت زیاد سینما ندارند و می توان گفت مردم آن با نام سینما بیگانه اند و در برخی دیگر از شهرهای گلستان نیز سینماها به دلایلی غیرفعال است. نبود سینما و یا غیرفعال بودن آنها از این نظر مهم به نظر می رسد که بیشتر جمعیت گلستان را جوانان تشکیل می دهند و نیاز به مراکز تفریحی و فرهنگی در این استان بیش از پیش ضروری به نظر می رسد. استانی که مرزهای طولانی با برخی کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق دارد.

 

سابقه سینما در استان به سال ۱۳۳۹ می رسد. مولن روژ (عصر جدید کنونی) اولین سینمای استان است که در سال ۱۳۳۹ توسط فردی ارمنی ساخته شد. و یک سال پس از آن نیز سینما امپاپر (۲۲ بهمن) فعالیت خود را آغاز کرد.تا پیش از انقلاب، حدود ۱۳ سینما در استان وجود داشت که بیشتر آن ها توسط غیر مسلمانها ساخته و اداره می شد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی سینماهای استان دستخوش تغییراتی شد، با فرار بیشتر صاحبان سینما به خارج، سینماهای بدون مالک ابتدا تحت پوشش بنیاد جانبازان و مستضعفان و پس از آن تحت مدیریت حوزه هنری قرار گرفت.در ابتدای دهه ۶۰ سینماهای استان دستمایه ناملایماتی شد، یکی به زندان تبدیل گردید و یکی در جریان پیروزی انقلاب دچار سوختگی شد، برخی دیگر از سینماها نیز مشمول گذشت زمان و تخریب شد و برخی نیز در سال های اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ به علت درآمدزا نبودن به صورت نیمه تعطیل درآمد.مدیر امور سینمایی حوزه هنری گلستان در مورد وضعیت سینماهای استان اظهار نمود: قبل از دهه ۶۰ در مجموع ۱۳ سینما در شهرهای کردکوی، بندر ترکمن، علی آباد و آزادشهر( هر کدام یک سینما)، بندر گز (۲ سینما)، گنبدکاووس (۳ سینما) و گرگان ( ۴سینما) وجود داشت.

محمود خواجه نژاد افزود: پس از پیروزی انقلاب اسلامی به علت فرار برخی از صاحبان سینما، این مکان ها تحت پوشش بنیاد جانبازان و مستضعفان قرار گرفت؛ اما صاحبان چند سینما از جمله سینما کاپری گرگان حضور داشتند که این سینما به علت سوختگی سال ها رها شده بود. وی در ادامه گفت: پس از تاسیس حوزه هنری در گلستان، از سال ۸۳ مدیریت سینماهای استان از حوزه هنری مازندران جدا و تحت پوشش حوزه هنری استان قرار گرفت.وی با بیان این که سینماهای دارای مالک خصوصی زیر نظر حوزه نیست یادآور شد: در سال ۸۳، هشت سینما تحت پوشش حوزه هنری گلستان قرار گرفت که از این تعداد سه سینما به علت تخریب و نداشتن بازدهی تعطیل بود ند و ۵ سینمای فعال آن نیز وضعیت مناسبی نداشتند.وی تصریح کرد: از ۵ سینما، دو سینمای بهمن آزادشهر و قدس گنبد به علت امنیت نداشتن ساختمان و نداشتن بازدهی نیمه تعطیل بود و فقط ۳ سینما هجرت گنبدکاووس، عصر جدید و ۲۲ بهمن گرگان فعال بودند.وی با اشاره به فعالیت های حوزه هنری گلستان در مورد سینماها گفت: با واگذاری سینماها، از سال ۸۵، کار بازسازی ۳ سینما توسط حوزه هنری استان آغاز شد که بازسازی سینماهای عصر جدید و ۲۲ بهمن گرگان ( تبدیل آن ها به ۴ سالن) و هم چنین بازسازی سینما هجرت گنبدکاووس انجام شد.وی افزود: سالن های سینما تحت پوشش این حوزه از ۳ به ۵ سالن افزایش یافته است.وی با اشاره به دیگر سینماهای غیرفعال حوزه خاطرنشان ساخت: حوزه هنری آمادگی بازسازی این سینماها را دارد اما بودجه حوزه برای بازسازی سینماها کافی نیست و در این زمینه نیاز به اعتبارات ملی و استانی است.مدیر امور سینمایی حوزه هنری گلستان در ادامه با اشاره به برخی از سینماهای غیرفعال بخش خصوصی یادآور شد: صاحبان این سینماها به علت نبود بازدهی و درآمد تمایلی به بازسازی آن ها ندارند.وی در مورد شهرهای بدون سینما نیز گفت: یکی از پیشنهادهای سفر سوم هیئت دولت، اختصاص اعتبار برای بازسازی سینماهای غیرفعال استان و حمایت از ساخت مجتمع های فرهنگی هنری در شهرهای فاقد سینما است.وی تاکید کرد: اگر قرار است کار فرهنگی انجام بگیرد نمی توان فقط از یک بخش و حوزه توقع داشت بلکه کار فرهنگی نیاز به همکاری همه جانبه تمامی بخش ها دارد.به گفته وی کار فرهنگی بازده مالی ندارد و به علت نداشتن سودآوری، بخش خصوصی نیز تمایلی برای کار در آن نخواهد داشت بنابراین برای ایجاد مجتمع های فرهنگی هنری و یا بازسازی سینماهای غیر فعال هم نیاز به حمایت مسئولان استانی و شهرستانی و هم نیاز به حمایت های مردمی است.

 

نخستین سینمای گیلان در بندر انزلی در محله  کهنه بازار به موازات شنبه بازار در سال ۱۲۹۴ خورشیدی توسط شخصی بنام عمید همایون که حاکم انزلی بود ساخته شد. وی در باغ خود اقدام به نمایش خصوصی فیلم می کرد.

شهر رشت در سال ۱۲۹۵ خورشیدی توسط شخصی به نام آلوش بیک که ترک قفقاز بود و قطعه ای از زمین خود را در شمالغربی باغ سبزه میدان در اختیار مجمع فرهنگ گذاشت تا به ساخت سینما بپردازند. این مجمع که در سال ۱۲۹۴خورشیدی بوجود آمده بود، اقدام به ساخت سینما فرهنگ  کرد که بعدها به سینما خورشید تغییر نام داد.

متاسفانه این سینما توسط انگلیسی ها و در جنگ با میرزا کوچک خان در سال ۱۲۹۶ به آتش کشیده شد. پس از آن در سال ۱۳۰۳در همان مکان سینما ایران ساخته شد که در حال حاضر به عنوان پارکینگ از آن استفاده میشود. تا سال ۱۳۵۰ دوازده سینما در رشت ساخته شد که سال تاسیس این سینماها بدین شرح بود:

سینما فرهنگ(خورشید) ۱۲۹۵خورشیدی، سینما ایران ۱۳۰۳، سینما مایاک (دیده بان،سهیلا ،سپیدرود )۱۳۰۵، سینما سیروس (کوروش ،انقلاب) ۱۳۰۶، سینما جهان نما (همای،سپه ،شرق)۱۳۰۶، سینما سعدی ۱۳۳۶، سینما خیام(دیانا و قصر زرین)۱۳۳۶، سینما مولون روژ (نیاگارا،آبشار)۱۳۳۹، سینما آسیا(میرزا کوچک)۱۳۴۲، دوباره سینمای مولن روژ(فلسطین)۱۳۴۴، سینما رادیوسیتی(شهرطلائی،۲۲بهمن)۱۳۴۵ و آخرین سینمای رشت سینما سالار بود که در سال ۱۳۵۰ احداث شد و بعد از انقلاب تغییر کاربری داده و در حال حاضر به پاساژ سالار تبدیل شده است.

نخستین فیلم هایی که در رشت به نمایش گذاشته شدند:

در سال ۱۳۰۵ (فیلم پنجه ببر، راسپوتین، مرگ گرگ)، ۱۳۰۶ (یوسف در مصر) و در سال۱۳۰۷ (آتلانتید، عقاب سیاه) و… جزو نخستین فیلم هایی بودند که در سینما های رشت به اکران درآمدند.

بنا بر آمار اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان، 19 سالن سینما در استان وجود دارد كه تنها 9 سالن از این تعداد فعالند. بیشتر این سالن‌ها نیز عمری بیش از 40 سال دارند و یا آنقدر فرسوده و بی‌رمق به نظر می‌رسند كه بر درهایشان قفل تعطیلی خورده است یا اینكه به خاطر سال‌ها فعالیت با اندك تغییرات ظاهری به زحمت پا بر جا مانده‌اند. سالن‌هایی كه صندلی‌هایشان نه تنها راحت نیست بلكه استهلاك آنها نشستن برای تماشای یك فیلم 90 دقیقه‌ای را سخت می‌كند. صندلی‌های برخی سالن‌ها نیز با روكش‌های پاره و دسته‌های چوبی میزبان دوستداران سینما هستند. سینماهایی كه رنگ و لعاب سالن‌های دیگر استان‌ها به‌ویژه پردیس‌های نو نوار تهران، اصفهان و مشهد را ندارند و حتی از امكانات بروز پخش فیلم هم محرومند. سینماهای تعطیل با اینكه در بهترین نقاط شهرهای استان قرار دارند و سال‌های سال میزبان تماشاگران مشتاق هنر هفتم بوده‌اند، امروز جز خاكی قطور چیزی روی پرده‌هایشان دیده نمی‌شود.

در چند سال گذشته با توجه به اینكه صنعت سینما با كاهش مخاطب و در نتیجه خطر تعطیلی در كشور روبرو بود، بسیاری از سینماها به اماكن تجاری و فرهنگی تبدیل شدند. سینماداران هم از این روند راضی بودند و به همین دلیل شهرهایی چون اصفهان، تبریز و تهران صاحب مجتمع‌های بزرگ و تازه‌ساز به نام پردیس‌های سینمایی شدند اما در رشت تنها سینما سپیدرود موفق شد با احداث دو سالن سینما و چند واحد تجاری چنین امكانی را در مركز شهر فراهم كند وهمچنان سایر سینماها از تبدیل شدن به مجتمع‌ها سینمایی محروم مانده‌اند.

 

 

 

 

پخش آنوس های سینمایی از 9 سینمای رشت در تلویزیون گیلان ، موج زیادی از علاقه مندان به هنر سینما را از استانهای گیلان و مازندران عازم شهر  رشت می کرد.  تا در اطراف سبزه میدان و فلکه شهرداری رشت،  فیلم های پر فروش و همزمان با تهران را در سینماهای سپیدرود، کوروش، سالار، و.... به تماشا بنشینند. هم اکنون بسیاری از این سینماها ازجمله سینمای مدرن  کوروش( انقلاب) در سبزه میدان متاسفانه تعطیل می باشند. وآن شور و استقبال از سینماها کمتر دیده می شود. سینماهای فعلی رشت به  سه سینمای سپیدرود، میرزاکوچک و 22 بهمن محدود شده است و بقیه سینماها تعطیل می باشند.

خودروهایی با عنوان فورد آلمانی،  مسیر ساری- رشت را 6 ساعته  طی می کردند. فورد آلمانی قبل از تولید  مینی بوس های ایران خودرو (ناسیونال)،  نقش عمده ای در جابجایی مسافران شهرهای شمال ایران داشتند. با ساخت مینی بوس های ایران خودرو (ناسیونال)( 18 نفره)  که گنجایش بیشتری نسبت به خودروهای آلمانی داشتند،  این خودروها از رده خارج شدند.

 تماشای فیلم در سینماها  شور و حال خاصی   داشت. سینماها  در گذشته صبح ها تعطیل بودند، و عصرها از ساعت 5 عصر تا 11 شب پذیرای مردم بودند. شروع سانس جمعه ها و روزهای تعطیل  ساعات 10 صبح و 3 بعد ازظهر،  به سانس های  قبلی اضافه می شد.

 با استقبال گسترده تر از سینما در شهرهای رشت و بابل و ساری و گرگان که بیشترین تعداد سینماهای گیلان و مازندران را دارا بودند.  شروع سانسها همه روزه از 9 صبح الی 11 شب طی 7 سانس، فیلم در سینماها  نمایش داده می شد. بیشتر  فیلم های اکران شده در این شهرهای بزرگ،  جدید و همزمان با تهران بود.

 رشت و بابل از 12 شهرهای عمده  سینمایی کشور محسوب می شدند که حتی پیش از اکران تهران،  نیز مبادرت به نمایش فیلم هایی می کردند که به علت طولانی شدن مدت   نمایش فیلم ها در پایتخت،  برای راکد نماندن سرمایه فیلمسازان ،   فیلم های فارسی را در شهرهایی که مردم اقبال بیشتری به سینما داشتند،  به روی  پرده می بردند. این سینماها  پرفروش ترین سینماهای شمال ایران محسوب می شدند.محلات  سبزه میدان در رشت،  و ایستگاه (17 شهریور) در بابل،  مرکز استقرار سینماروهای حرفه ای بود که آرام و قرار نداشتند. سینماروهای حرفه ای در یک روز چهارشنبه که زمان تعویض و اکران اول  فیلم های  سینمایی  بود،  در همان یکروز به تماشای فیلمها  می نشستند و نمی گذاشتند کار به روزهای دوم و سوم برسد. نکته جالب آنکه فیلم های فارسی و هندی بیش از فیلمهای خارجی فروش می کردند و مورد اقبال عموم واقع می شدند. قشرهای تحصیل کرده و با سواد از فیلم های خارجی بیشتر دیدن می کردند. سینماهای کاپری گرگان، سپهر ساری و پازارگاد بابل ویژه نمایش فیلم های خارجی بودند.

 سینما  پازارگاد بابل دو سانس در هفته یعنی  ساعت 3 بعدازظهر روزهای دوشنبه و پنچشنبه نمایش فیلم ویژه بانوان دایر کرده بود تا بانوان راحت تر به تماشای آثار سینمایی بنشینند.  در این سانس ها  هیچ مردی حق ورود به این سینما را نداشت. قیمت بلیط برای پایین و بالکن 15 یا  20 ریال بود و سالن مملو از جمعیت بود. انتخاب فیلم هم توسط  مدیر سینما صورت می گرفت.  که یکی از فیلم های فارسی اکران شده یا در حال اکران  در سینماهای سانترال( مهر) و

 

داریوش آن زمان را،  برای نمایش  ویژه بانوان در سینما پازارگاد برگزیده می شد. مدیر وقت این سینما مرحوم محمد نعیمیان وآپاراتچی آن شخصی  معروف به حسن آپاراتچی بود که با استفاده از  دو آپارات مبادرت به نمایش فیلم می کرد. قبل از آن سایر سینماهای قدیمی بابل از یک آپارات متعلق به کشورهای بلوک شرق مبادرت به نمایش فیلم می کردند. هر حاقه آپارات مدت یک ساعت گنجایش نمیش فیلم را داشت. وپس از آن  مدت 5 دقیقه آنتراکت میداد تا حلق فیلم یک ساعت دوم جا بجا شود.

نمایش سینمای زنانه در بابل شهرتی کشوری  یافته بود. ونشریه زن روز نیز  از این موضوع گزارش تهیه کرده بود.  یکی از عصرهای پنجشنبه در سال 1347 ،  بانوان  حین نمایش فیلم (تنگه اژدها)  با شرکت فروزان و بهروز وثوقی به کارگردانی سیامک یاسمی بودند که حادثه ای رخ داد.  براثر صدای مهیبی که گفته شده است  از صدای کولر آبی بود، بانوان با ترس  و وحشت از توهم   بمب گذاری و انفجار ، از سالن سینما به سوی  میدان ایستگاه وکوچه زرگرمحله  فرار کردند. که طی این فرار و ترس و اضطراب،  چند تن از بانوان نیز مجروح شدند.

از صحنه های به یادماندنی در سینماها،  فروش ساندویچ، نوشابه و تخمه و آجیل توسط گارسن هایی بود که باروپوش سفید و با سینی هایی  که بر روی آن ساندویچ کتلت می گذاشتند.  و یک سبد که حاوی نوشابه هایی همچون کانادادرای، اسو، آل پاین، پپسی، کوکاکولا و فانتا بود، به تماشاچیان عرضه می شد. قیمت ساندویچ و نوشابه کوچک  5 ریال و نوشابه بزرگ 6 ریال بود. نمایش فیلم ها با سرود شاهنشاهی آغاز می شد. برسردر پرده نمایش نیز عکس های شاه و فرح نصب شده بود. بهنگام پخش سرود یک دقیقه ای شاهنشاهی که شامل صحنه هایی از حضور شاه و فرح در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و عمرانی کشور بود. تماشاچیان باید از جای خود برمی خاستند، در غیر اینصورت توسط مامور شهربانی (پاسبان) مستقر در سینما مورد مواخذه قرار می گرفتند  ویا از سالن اخراج و با او برخورد می شد.

 یک آپاراتچی در سینما سانترال سابق(مهر) بابل فعالیت داشت که به او علی شاه می گفتند. گفته اند که او یک بار با خوردن مشروبات الکلی آنوس سرود شاهنشاهی را برعکس و وارونه در آپارات قرار داه بود که بر پرده نمایش ظاهر شد و موجب جنجال شد. برخی از آپاراتچی ها به هنگام شلوغی سانس ها، مقداری از فیلم را با قیچی می بریدند و کوتاه می کردند تا سانس زودتراز دو ساعت به پایان برسد. که این امر با سوت و اعتراض مردم مواجه می شد. پس از پخش  آنوس سرود شاهنشاهی، آگهی های تبلیغاتی شامل کالا هایی همچون  ساعت، تلویزیون،یخچال، لوازم زندگی و آرایشی و صنعتی و... نمایش داده می شد. پیش پرده از قسمت های هیجان انگیزی بود که سینماها  به مدت 2 تا 3 دقیقه فیلم های آینده خودشان  را با عنوان های (بزودی) و (برنامه آینده) به نمایش درمی آوردند. هرقدر مقدار پیش پرده ها  بیشتر بود مردم رضایت داشتند، در غیراین صورت ناراحت می شدند. تماشاچیان حرفه ای  حتی سانس بعدی نیز در سالن نمایش حضور داشتند تا  پس از تماشای  مجدد پیش پرده ،  سینما را ترک می کردند.

معمولا فیلم های خارجی از مدت زمان  80 تا 90 دقیقه ای برخوردار بودند. مدیریت سینما برای پرکردن زمان خالی  یعنی تا دو ساعت، مجبور بود با پخش آگهی های تبلیغاتی و پیش پرده این خلا زمانی  را کاهش دهد. معمولا سینما پازارگاد بابل بخاطر نمایش فیلم های خارجی، پیش پرده و آگهی های بیشتری را پخش می کرد. این سینما گاهی اوقات فستیوال یک روزه فیلم های خارجی برگزارمی کرد و در مدت ده روز لیستی را که از قبل اعلام شده و در سطح شهر تبلیغات شده بود مبادرت به  نمایش این فیلم ها می کرد. این سینما مشتریان زیادی از سایر شهرهای  استان داشت. مدت فیلم های فارسی حدود دو ساعت، هندی 3 ساعته، فیلم های معمولی خارجی حدود 90 دقیقه، و فیلم های بزرگ و تاریخی خارجی  3 تا 4 ساعت بود. پرآوازه ترین فیلم ها در بین فیلم های هندی فیلم سنگام با شرکت راچ کاپور، راجندراکمار و  و یجینتی مالا ،  به صورت رنگی و اسکوپ بود.  که در بابل دو سینمای داریوش و سانترال( مهر)  مبادرت به نمایش آن کردند . که پس از یک هفته طبق معمول،  سینما داریوش آن را اکران پایین آورد. اما در در سینما سانترال (مهر) و (انقلاب فعلی)، این فیلم پرفروش و خانوادگی به مدت 3 ماه نمایش آن ادامه داشت.  جنگلی و لیدر نیز از دیگر فیلم های مطرح و پرفروش هندی پس از فیلم سنگام  بودند. از بین فیلم های ایرانی نیز فیلم گنج قارون با شرکت محمدعلی فردین، فروزان و هادی ظهوری وآرمان  رکورد فروش فیلم  را شکست و مدتها در دو سینمای داریوش و سانترال برروی پرده بود. سینما سانترال بابل به گفته صاحب نظران از لحاظ فروش، پرفروش ترین سینمای مازندران محسوب می شد.

  از آنجا که صحنه های رقص و آواز و داستان های سوزناک خانوادگی که شامل حق کشی و ظلم و زورگویی های   طبقه مرفه علیه طبقه کارگر و پایین دستی بود،  از عوامل مهم فروش فیلم های هندی محسوب می شدند.  سینمای ایران نیز به تقلید از فیلم های هندی پر بود از صحنه های رقص و آواز و زدو خورد،  و داستانهای مثلث عشقی که در  پایان قهرمانان داستان  به هم می رسیدند. وفیلم با کف زدنهای ممتد تماشا چیان پایان  می یافت. داستانهای تکراری این نوع فیلم ها  که یک پسر بی پول وکم درآمد،  عاشق یک دختر پولدار می شد ولی پدر و مادر دختر، همواره  مخالف ازدواج قهرمانان فیلم بودند. جوان دیگری که پولدار بود عاشق همان دختر پولدار می شد. در جریان داستان  فیلم حوادثی رخ می داد که پایان خوشی  را برای قهرمانان داستان رقم می زد و خانواده مجبور می شد تاآنها به هم برسانند وبا ازدواج آنان موفقت نمایند .

گنج قارون هم مانند سنگام موج جدیدی را در سینمای ایران بوجود آورد،  که به سینمای ساده پسند و آبگوشتی شهرت یافت.

علی بی غم قهرمان فیلم گنج قارون بود که نقش آن را محمدعلی فردین قهرمان دوم کشتی جهان بازی می کرد. فردین با این فیلم تبدیل به  اسطوره سینمای ایران شد و به شهرت و سرمایه افسانه ای دست یافت و تا سالها کسی نمی توانست به قلمرو  فردین به عنوان یک چهره مردمی ومحبوب  در فیلم فارسی دسترسی یابد. دستمزد صد هزارتومانی در سینمای ایران ، نخستین بار نصیب او شد.

 علی بی غم آمده،  با دل پرغم آمده، گنج قارون نمی خوام، مال فراوان نمی خوام،  شب عید است و یار از من چغندر پخته می خواد، خیالش می رسد من گنچ قارون زیر سر دارم.

درصحنه ای از فیلم فردین پس از نجات آرمان از رودخانه با صدای ایرج می خواند:

 آقا خودش خوب می دونه که ما او را از رودخونه درش اوردیم بیرون اوردیم آقا خودش خوب می دونه...که تماشاچیان به شدت به وجد می آمدند و قهرمان فیلم رابا کف زدن وسوت زدن همراهی می کردند. سینما غلغله می شد انگاری سینما را روی سرشان گرفته بودند. صدای کسی به کسی نمی رسید، غوغا بود. وقتی هنرپیشه و خواننده غزل سر می داد و وچه چه می زد، کف زدن وصدای ناز نفست تماشاچیان  فضای سالن راپر می کرد.  

علی بی غم زندگی را سخت نمی گیرد و با لذت خاصی آبگوشت می خورد و همین آبگوشت خوردن در فیلم های عوام پسند و مبتذل به سینمای آبگوشتی یا سینمای فارسی شهرت یافته اند.

شاید پس از گذشت چند دهه از سال 1344،  که گنج قارون نمایش داده شد هنوز هم از نظر تعداد استقبال  تماشاگران،  با توجه به جمعیت کشور وبهای بلیت سینماها،  هنوز هم گنج قارون از پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران از لحاظ بیننده  است. همچنانکه پس از انقلاب اسلامی فیلم عقابها به این عنوان دست یافت.

گنج قارون را سیامک  یاسمی  کارگردانی  و احمد شیرازی به صورت سیاه و سفید 35 میلی متری  فیلمبرداری کرد. قسمت رقص فیلم که به سبک فیلم های هندی برای جذب مشتری در فیلم جای داده می شد، به طریق رنگی ایستمن کالر  فیلمبرداری شده بود، تافروش فیلم را تضمین کند.

فردین، ظهوری, آرمان و فروزان ،  شهرت زیادی از فیلم گنج قارون بدست آوردند. وفردین و فروزان به عنوان چهره های اول سینمای ایران معرفی شدند وبالاترین میزان دستمزد ونیز فروش فیلمها متعلق به این دو چهره پولساز شده  بود.

در آن ایام مرسوم بود،که ترانه های پخش شده از رادیو و فیلمها، به صورت تصنیف از طریق بنگاه شادمانی درلاله زار تهران( کوچه ملی)   چاپ می شد ودر8 صفحه درقطع کتابهای جیبی وبر روی کاغذهای کاهی، به قیمت 2 ریال در بازار عرضه می شد تامردم بتوانند این اشعار را از روبخوانند وحفظ شوند. آنهایی که قدرت خرید تصنیف ها را نداشتند ازطریق پخش ترانه از رادیو وگوش دادن به گرام های صفحه ای،  اشعار را می نوشتند تا حفظ کنند.

از تصنیف هایی که بیشتر مورد علاقه مردم بود، ترانه هایی بود که خواننده ها بجای هنرپیشه ها در فیلم ها می خواندند و به خوبی گل می کرد. به عنوان مثال خواندن ایرج بجای فردین، وعهدیه بجای فروزان ونظایرآن.  که حتی این امر موجب شد تابرخی از خوانندگان مشهور و کوچه بازاری هم به جرگه بازیگران سینما بپیوندند.

یکی دیگر از فیلم های خاطره انگیز آن دوران،

 نمایش فیلم ایرانی(خانه خدا) به کارگردانی رضایی   بود که برای نخستین بار سفر حجاج کشورهای مختلف دنیا  به مکه معظمه را به صورت رنگی   نمایش می داد.

 برای نمایش این فیلم در سینما سانترال بابل، تمام عکس ها و پوسترهای فیلم هایی که  به رسم معمول برای تبلیغات  در سالن انتظار سینما وجود داشت،  به احترام خانه خدا برداشته شد و فضای داخلی و سردر سینما با پارچه های بزرگ سبز پوشانیده شده بود.

حتی قشرهای متدین جامعه و روحانیون منطقه که  به خاطر جو نامناسب فیلمهای آن سالها  رنگ سینما را به اصطلاح ندیده بودند،  از فیلم خانه خدا دیدن کردند.

کسانی به سینما آمده بودند که شاید  تماشای این فیلم، نخستین و آخرین حضورشان در سینما بود.

بهرحال رادیو از رسانه هایی بود که نسل گذشته ما را با فرهنگ  مرسوم آن دوران آگاهی ، امید  و آموزش می داد. و مردم به این رسانه عشق می ورزیدند و با تمام وجود آن را باور داشتند. نکته جالب آنکه اوج فروش رادیو همزمان با نزدیک شدن ماه مبارک رمضان بود. که مردم برای استفاده از مناجات سحری مرحوم سید جواد ذبیحی وبیدارشدن در دل شب برای خرید رادیو ویا تعمیرآن به رادیو فروشیها وتعمیرگاههای رادیو مراجعه می کردند.

سینما نیز اگرچه توانست سرگرمی مفید وارزانی برای مردم باشد. اما در نیمه راه با خواست و سیاست های  دولت وقت از مسیر اصلیش به انحراف کشیده شد، ودرمسیر ابتذال وساده انگاری قرار گرفت. وبه جز تعدادی معدود، آثار قابل توجه وتعمقی برای تدبر و اندیشیدن در سینمای فارسی  وجود نداشت. اما اکنون رادیو وسینما در کشورمان متاسفانه جای خود را به برنامه های تلویزیونی وماهواره ای داده اند. در مغازه ها و خانه ها تلویزیون  اگرچه حرف اول را می زنند، اما تماشای فیلم بر روی پرده عریض سینما لذت بیشتری دارد، همچنانکه رادیو قهرمان لحظه    هاست ودرهمه جا قابل دسترسی است ودر انتقال اخبار،  سریع ترین رسانه هاست.( صمد صالح طبری)

 



   نظرات
نام*:
 نظر*:
تصوير امنيتي*:
طراحی شده توسط تیم برنامه نویسی میدا پشتیبانی شرکت شبکه اندیشان (شاناکو)