در پي انتشار مطالبي از سوي بهروز صادقي سردبير پيك خزر مبني بر استان كردن غرب مازندران و رييس محترم شوراي اسلامي شهرستان تنكابن مبني بر جدايي از مازندران لازم است يادآوري گردد:
تا آنجا از سنين نوجواني به ياد دارم جدايي گرگان از مازندران. دعواي ساري بابل و حالا در سن ميانسالي دعواي غرب و شرق امان ما مازندراني ها را بريده و يك شانس هم ما مازندرانيها داشتيم كه استان ما اندازه كرمان، سيستان و بلوچستان، فارس، اصفهان و...نبود وگرنه تا روز قيامت اين بحث ها ادامه داشت و ما مازندراني ها را حسابي از كار و كاسبي مي انداخت .همچنين شانس اورديم از نظر مليت، نزاد، مذهب و با كمي تخفيف از نظر لهجه يكي هستيم وگرنه سراسر استان تبديل به خاكريزي مي شد كه مي بايست هر روز باهم مي جنگيديم. بنده فكر مي كنم افرادي كه خواهان جدايي از مازندران هستند از معدود نخبگان محلي بخصوص در شهرستان تنكابن هستند كه فكر مي كنند در ساختار فعلي آنها به حقشان نرسيدند و اگر استان جديدي شوند احيانا استاندار فرماندار يا.... مي شوند اما دريغ و صد افسوس كه هنوز ديدگاه سنتي و از دور خارج شده از نگاه توسعه اي بر آنها حاكم است فكر مي كنند با احداث چند ساختمان اداري در يك شهر و استقلال از ديگر مناطق موضوع حل مي شود.
لازم به يادآوري است شما سري به سايتهاي استان گلستان بزنيد روزي نيست از مشكلات و نابسامانيهاي استان گفته نشود و.. مشكلات ما مازندرانيها اين است كه هنوز برنج هارا جمع آوري نكرده بازار پر از برنج هاي وارداتي است هنوز مركبات بر درخت جا خوش كرده هزاران تن ميوه هاي خارجي بازار داخلي را پركرده ومشكل از آنجا شروع شده كه بهترين زمينهاي ساحلي كه مي توانست سالها همچون چاه نفتي براي ما بجوشد بصورت غير منطقي به ادارات و سازمانها واگذار گرديد درآمدهاي توريستي را به جاي اينكه عمومي و فراگير كنيم نصيب عده اي خاصي كرديم حالا همان سرمايه اي كه داشتيم تقديم ديگران كرديم و التماس مي كنيم فرزندانمان را به عنوان خدمتكار و سرايدار بپذيرند.
نبود بزرگراه از مركز ايران به مازندران نبود بزرگراه غربي شرقي در استان نبود يك برنامه جامعه توسعه استاني و.... هزاران مشكلات ديگر.چطور همين نقطه به قول شما محروم غرب استان آرزو و آمال هزاران ايراني است كه در آن نقاط يك قطعه زمين داشته باشند امروز خيلي همين تهراني ها در تهران مستاجر هستند ولي براي به اصطلاح كلاس گذاشتن در آن مناطق ويلا مي خرند چطور روزهاي تعطيل آن مناطق وجاده ها آنقدر شلوغ مي شود كه عرصه را برهمه تنگ مي كند چرا براي ديگران اين مناطق به اصطلاح محروم اينقدر هوادار و جاذبه دارد ولي براي خود ما ندارد كدام نقاط محروم دنيا اينقدر خواهان دارد؟
آيا غير از اين است كه ما توان استفاده از اين همه نعمت را نداريم شما ديگر اينقدر بهانه فاصله از مركز استان را نكنيد پس با اين حساب كشور روسيه، كانادا امريكا، چين هند و... بايد به صد كشور تقسيم شوند امروزه در همه جاي دنيا اتوماسيون اداري حاكم است زمان اسب و كالسكه نيست امروزه تقريبا تمام نيازها با اتو ماسيون حل مي شود در يك لحظه هزاران نامه جابجا مي شوند خدا وكيلي بهانه نكنيد صادقانه وكارشناسي بحث كنيد اگر دراين قسمت ضعف داريد ضعفها را برطرف كنيد شما سري به شهر ساري مركز استان بزنيد از وضع آسفالت شهري در محله هاي سروينه باغ ، سنگتراشان، 22 بهمن ، مهدي اباد همچنين معضل زباله و.. نگاهي به تصادفات جاده اي در مناطق مركزي استان از جمله شهرستان جويبار كه در 15 كيلومتري ساري واقع شده بزنيد كه يكي از بالاترين تصادفات وسيله نقليه موتوري رادر ايران دارد جادهاي نامناسب روستايي در مناطق مركزي استان كه هر روزه تعدادي زيادي ازخانوادهاي اين مناطق را به عزا مي نشاند.
فقط به عنوان يك نمونه از هزاران نمونه هاي موجود در همين 25 كيلومتري ساري روستايي به نام لاريم وجود دارد كه يكي از بهترين مناطق ساحلي و توريستي را دارد كه فقط براي يك كيلومتر جاده بلا استفاده مانده و سالها معطل همين يك كيلومتر جاده است. جاده باريك روستايي با آن ترافيك سرسام آور عبوري هر از چندگاهي جان مرمان بيگناه رادر اين روستا وروستاهاي اطراف مي گيرد درهمين روستاي لاريم نصفي از فصل سال در هنگام بارندگي شبيه درياچه مصنوعي است تمام سطح روستا پر از آبگرفتگي است.
سري به شرق استان بزنيد كه محروميت از سر و روي اكثر مناطق شهري و روستايي مي بارد و ما شاهد كمترين اعتراضها از طرف مردم نجيب آن مناطق هستيم جاده غربي شرقي كشورواستان و ترافيك ناشي از ان امان همه را بريده و كسي حتي بزرگسالان جرات نمي كنند به آنطرف خيابان بروند چه رسد به بچه ها سري به شهر بابل يكي از مهمترين شهر استان بزنيد ببينيد وضعيت معابر شهري و جمع اوري زباله و...چگونه است سري به آمل يكي از قديمي ترين شهر استان بزنيد ببينيد در آنجا چه خبر است.
اينقدر كلي گويي نكنيد شاخصهاي اقتصادي و كارشناسي روكنيد تا غرب استان با ديگر مناطق استان قابل مقايسه و كارشناسي پسند باشد و حقي هم از كسي ضايع نشود وگرنه مي توان با كلي گويي تمام مناطق كشور را محروم يا برخوردار فرض كرد تا زماني كه ما يادمان مي آيد تقريبا همه اتفاق نظر داشتند كه شرق استان ازجمله شهرستان هاي نكا بهشهر گلوگاه و...ازديگر مناطق استان محرومترند نمي دانيم در اين مدت جه اتفاقي افتاده كه غرب مظلوم و محروم شده باور كنيد خسته شديم از اين كلي گويي ها هركي نداند فكر مي كند نقاط مركزي مازندران پاريس كوچولوست و مناطق غربي استان خداي نكرده شبيه مناطق محرومي جون بشاگرد پشتكوه ويا شبيه حلبي آبادهاست .
در بعضي از مواقع در سايتهاي استان ازقبيل مازند نيوز ، شمال نيوز، دريا نيوز مازند نومه و...مرتب مي خوانيم مديران بومي مديران محلي و...جاي تاسف دارد در قرن بيست و يكم بجاي بحث در مورد مديران شايسته توانمند با لياقت و كارآمد به عصر قجر برگشته و دايما بحث مديران محلي مي كنيم برادران ارجمند با توجه به تجربه چندين سال كار اجرايي مديران لايق محلي به دلايل مختلف نمي توانند براي مناطق خود خدمات مناسبي انجام بدهند چون از طرف ديگر مناطق متهم به نگرش محلي طايفه اي و منطقه اي مي گردند و در اين مناطق مديران غير بومي عملكرد بهتر و با محدوديتي كمتري روبرو هستند.
بنده بيش از بيست سال در يكي از مهمترين استانهاي كشور مشغول كار هستم در اين مدت تا آنجا كه به ياد دارم اغلب فرمانداران و مديران ارشد شهرستانهاي مهم اين استان از افراد غيربومي هستند آنها دنبال شايسته ترينند حتي يك بار بنده نشنيدم كه بگويند اين مديران بومي يا غير بومي است واقعا در اين زمانه اين نگرشها شايسته ما مازندراني ها نيست .
بنظر بنده عده اي خاص از نخبگان محلي بخصوص در شهر تنكابن به اين بحثها دامن مي زنند بنظر اين عده خاص اگر اين شهر توان اقتصادي شهر كاشان، زرين شهر، آبادان يا در همين استان خودمان توان اقتصادي اجتمايي شهر بابل را داشتند كه هيچكدامشان هم مركز استان نيستند حتما مي گفتند تنكابن بايد مركز ايران شود و تهران مستحق پايتخت شدن نيست و..بعنوان مثال اگر امروز شهر بابل از نظر اقتصادي اجتماعي فرهنگي و... توانمند است بيشتر مديون تلاش سختكوشي مديران لايق وهمبستگي آنهاست وكمكهاي دولتي نسبت به كل فعاليتهاي اقتصادي مردم حالت نمك برروي آش را دارد.بنده بعنوان يك كارشناس اقتصادي ازاين بزرگواران خواهش مي كنم يكبار هم شده با استفاده از منابع و ماخذ هاي معتبر شهرستانهاي استان را با استفاده از شاخصهاي اقصادي اجتماعي فرهنگي مقايسه كنند تا ما هم توجيه شويم منظور از محروميت چيست و كجاي كار مي لنگد . برادران ارجمند غرب نشين استان ايجاد ساختمان اداري و استقلال اداري بدون يك راهكار اقتصادي. بدون يك برنامه توسعه و... فقط يك بار اضافه است همين حداقل درآمدهاي محلي را هم بايد صرف نگهداري ساختمانها و هزينه هاي پرسنلي آنها كنيد .
بهمن صادقي لاريمي كارشناس ارشد استانداري اصفهان