مولا علی ( ع ): دنیای شما نزد من از آب بینی بزغاله ای بی ارزش تر است
حضرت علی ( ع ): روز بیعت، فراوانی مردم چون یالهای پرپشت کفتار بود. از هر طرف مرا احاطه کردند. تا آنکه نزدیک بود حسن و حسین ( ع ) لگد مال گردند، و ردای من از دو طرف پاره شد. مردم چون گله های انبوه گوسفند مرا در میان گرفتند. اما آنگاه که بپا خاستم و حکومت را به دست گرفتم، جمعی پیمان شکستند و گروهی از اطاعت من سرباز زده از دین خارج شدند. و برخی از اطاعت حق سر برتافتند. گویا نشنیده بودند سخن خدای سبحان را که می فرماید: سرای آخرت را برای کسانی برگزیدیم که خواهان سرکشی و فساد در زمین نباشند و آینده از آن پرهیزکاران است.
آری ، به خدا آن را خوب شنیده و حفظ کرده بودند. اما دنیا در دیده آنها زیبا نمود و زیور آن چشم هایشان را خیره کرد.
سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمی کردند، و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که برابر شکم بارگی ستمگران، و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش می ساختم و آخر خلافت را به کاسه اول آن سیراب می کردم، آنگاه می دیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی بزغاله ای بی ارزش تر است.
من برای واداشتن شما به راههای حق، که در میان جاده های گمراه کننده بود بپا خاستم. در حالی که سرگردان بودید و راهنمایی نداشتید. تشنه کام هر چه زمین را می کندید قطره ابی نمی یافتید. امروز زبان بسته را به سخن می آورم. دور باد رای کسی که با من مخالفت کند. از روزی که حق به من نشان داده شد هرگز در آن شک و تردید نکردم، کناره گیری من چونان حضرت موسی ( ع ) برابر ساحران است که بر خویش بیمناک نبود. ترس او برای این بود که مبادا جاهلان پیروز شده و دولت گمراهان حاکم گردد.
امروز ما و شما به سر دوراهی حق و باطل قرار داریم، آنکس که به وجود آب اطمینان دارد، تشنه نمی ماند.
ای مردم!امواج فتنه ها را با کشتی های نجات در هم بشکنید، و از راه اختلاف و پراکندگی بپرهیزید. و تاج های فخر و برتری جویی را بر زمین نهید. رستگار شد آنکس که با یاران به پا خاست، یا کناره گیری نمود و مردم را آسوده گذاشت. اینگونه زمامداری، چون آبی بدمزه، و لقمه ای گلوگیر است و آنکس که میوه را کال و نارس بچیند، مانند کشاورزی است که در زمین دیگری بکارد.
در شرایطی قرار دارم که اگر سخن بگویم، می گویند بر حکومت حریص است. واگر خاموش باشم می گویند: از مرگ ترسید. هرگز، من و ترس از مرگ؟! پس از آن همه جنگ ها و حوادث ناگوار؟ سوگند به خدا، انس و علاقه فرزند ابیطالب به مرگ در راه خدا، از علاقه طفل به پستان مادر بیشتر است. این که سکوت برگزیدم از علوم و حوادث پنهانی آگاهی دارم که اگر بازگویم مضطرب می گردید، چون لرزیدن ریسمان در چاه های عمیق.