[چاپ] دوشنبه 8 شهریور 1389 :: شماره 79 ::  

دولت نباید از حقوق ملت در برابر بازار کوتاه می آمد

نگاه

 

 بر اساس آمارهای مندرج در رسانه ها، اصناف، نصف حقوق بگیران دولت مالیات پرداخت می کنند. یعنی سهم پرداختی مالیات اصناف 5 درصد از کل در آمد مالیاتی دولت است. حوادثی که در روزهای اخیر در تهران رخ داد یکبار دیگر گردن کلفتی بازار را نشان داد که بار دیگر با پایین کشیدن کرکره ها حق دولت و مردم را ضایع کردند.

در حالی که تعداد واحد های صنفی در کل کشورمان 2 میلیون و 700 هزار واحد است میزان پرداخت مالیات اصناف در سال 88  معادل 1160 میلیارد تومان که معادل 5 درصد سهم اصناف از کل درآمد مالیاتی کشور است. کارمندان که 2 میلیون و 200 هزار نفر هستند با پرداخت 2190 میلیارد تومان سهم آنان از کل درآمد مالیاتی کشور معادل 8 درصد می باشد. یعنی سرانه مالیاتی اصناف 420 هزار تومان و سرانه مالیاتی کارمندان 850 هزار تومان است.

کارمندان و حقوق بگیران قبل از دریافت حقوق و ماهانه، مالیات خودشان را پرداخت می کنند. حال آنکه بازاریان به بهانه کسادی بازار و کمبود درآمد، رکود اقتصادی، وجود چکهای برگشتی و مسایل دیگر از پرداخت واقعی مالیات شان همواره طفره می روند و حق ملت را پرداخت نمی کنند.  در حقیقت کوتاه آمدن دولت در این زمینه، یعنی گذشتن از حق مردم. و دولت نباید در چنین مواردی کوتاه بیاید. اگر هم بازاریان اعتصاب کردند این تعطیلی بازار، در حقیقت موجب رکود اقتصادی آنها می شود نه مردم. بازار همواره در برابر دولت ایستادگی کرده است تا از پرداخت حقیقی مالیات سر باز زند.

اگر وضعیت بازار و اقتصاد خراب است پس چرا سرقفلی ها و اجاره های مغازه ها و اماکن تجاری اینگونه بالا است؟ یعنی وضعیت بازاریان از کارمندان بد تر است؟

در روزهای اخیر که شنیده می شد نزاعی بین اصناف و سازمان امور مالیاتی بر سر تعیین مالیات در گرفته  است. عده ای به روش سالانه خودشان، مغازه ها را تعطیل کرده تا بتوانند برای کاهش مالیات با دولت چانه زنی کنند. این چانه زنی ها ادامه می یابد تا یکی از طرفین از هدف خود عقب نشینی کند. اصناف هم که تجربه گذشته خود را داشته اند با تعطیل بازار طلا فروشها و پارچه فروشان به اعتصاب پرداختند. در نهایت مالیات عملکرد سال 88 با افزایش 15 درصدی به نفع بازاریان خاتمه یافت.

حالا چرا این بازاریان با آن درآمد های افسانه ای و سرقفلی های آنچنانی، دم از کسادی بازار می زنند تا از مالیات فرار کنند؟ این سوالی است که باید آنها نزد وجدانشان پاسخ گو باشند. بازاریان عقیده دارند روی آنها فشار است و نمی توانند مالیات دولت را پرداخت کنند. در حالی که این ادعا دروغ محض است و دولت هم کوتاه می آید. چون نظام مالیاتی کشور ناکارآمد است قانونی بخوبی اجرا نمی شود و حقوق بگیران بیش از بازاریان مالیات پرداخت می کنند.

چرا دولت با این قانون شکنان برخورد نمی کند؟ به گفته کارشناسان و به نوشته رسانه ها، بالاترین و بیشترین فعالیت های تخریبی علیه مالیات را تعدادی از تجار و فروشندگان بزرگ  و عمده طلا و جواهرات به عهده داشتند. یعنی صنفی که بالاترین میزان نقدینگی را دارد و قیمت طلا نیز بر خلاف صنفهای دیگر بازار ساعت به ساعت در حال تغییر و افزایش است و به ندرت کاهش می یابد. و اگر هم کاهشی یابد، کاهش سود است تا ضرر. مردم از وضعیت موجود که عقب نشینی دولت در مقابل تعدادی از گردانندگان بازار ناراحتند و عقیده دارند مالیات برای سازندگی کشور است و کشورهای زیادی در دنیا از جمله چین با مالیات اداره می شوند. چرا باید تعدادی از بازاریان مالیات را که جزو حق و حقوق مردم است به تاراج ببرند؟